ای صلابت صخره و کوه و دریا و جنگل، تو برای من از هر نامی و عشقی جاودان تری، تو معبد، مسجد، کعبه و همه چیز منی، ای وطن ، نام سردارانی چون آریو در یاد من غوغا می کند شهیدانی چون باکری و همت و سردار سلیمانی در من حسی ایجاد می کند که من از کدام تبار هستم.
از تبار باران و یاران و مردان بزرگی که خونشان در پای درخت وطن جاری شد و هنوزم سرخی خونشان درخشندگی خورشید را زیر سوال می برد. از دیار خراسان و سیستان و کرمان و مشهد و گرگان و استان به استان فقط یک کلمه را خوب به یاد دارم که وحدت برای حفظ وطن.
وطن یعنی دهلاویه، سوسنگرد، طلائیه، مجنون و دهلران و قدم به قدم خاک خونین هویزه، وطن یعنی قم و قزوین و فارس و یزد و همه جا که خون ایرانی در ان جاری است. روزهایی که مردم در درد و جنگ بودند را خوب به یاد دارم که چگونه همه و همه برای عقب راندن دشمن از خودشان و جانشان مایه گذاشتند تا وطن بر قرار بماند.
حب به وطن حب به نور، خوبی ها، روشنایی، درخشش، آسمان، عظمت، شکوه، ایستادگی، مهرورزی، نوع دوستی، غمخواری و همه آنچه که در سخن نمی گنجد. وطن ای همه شکوه و سروری و سالاری، کور شود هرآن کس که بزرگی و عظمت و دردهای سر به مهر تو را نشناسد.
وطن جان درد تو به جانم که انسان های نالایق و از خدا بی خبر قدرت را نمی دانند، تو گوهر زیبای نقشه ای و دشمنان به این موضوع خوب پی برده اند که ایران گوهر و عقیق خاورمیانه را از میان بردارند تا راحت و آسوده دست های چپاولشان به ثروت های کشورهای منطقه برسد.
دشمن حیله گر به خوبی می داند که تو چه گوهری هستی که باید از دست این مرده ربوده شوی و داشته هایت شبانه به تاراج برود. وطن من نور چشم من جاودان باشی و برقرار
از ثروت های وطن به خوبی استفاده کنیم و اسراف را کنار بگذاریم این کشور حق همه نسل ها و دوره هاست. از معادن و ثروت و داشته های این سرزمین استفاده مناسب کنیم و به دست بیگانه هم ندهیم.