به نام خدا
بوم نقاشي
ما در جهاني بي كران زندگي مي كنيم.اين كائنات، خود يك نقاشي بزرگ است از جانب دستان پروردگار. آدمي، كه خود اجزاء متحرك اين بوم گردون است هم ؛ براي دل خود نقشي را در بوم هايي با ابعاد كوچك تَر مي كشد.
ابعاد گوناگون من، خريدار را به فكر وا مي دارد. گاهي نگاه كردن به چشمان دوستانم كه از من درشت هيكل تَر هستند، مشكل مي شود. اما من هم حس آنها را تجربه كرده ام كه از بالا به پايين دست نگاهي بي اندازي. غرور خاصي دارد. شب ها بعد از خاموشي، شو برگزار ميكنم و به چاقي و لاغري يكديگر ميخنديم و اينجاست كه انتخاب براي نقاش سخت مي شود.
فكر كنم كه قلمو با خودش هم درگير است البته كه به نقاش بر مي گردد كه چطور نقش بزند. چون گاهي أوقات قلمو با رنگ هاي گرم و سرد، طوري صورتم را نوازش مي كند كه ديگر سردي رنگ حس نمي شود. ولي گاهي آنقدر خشمگين است كه صورتم را باسيلي، آغشته به رنگ مي كند. و يك زمان است كه قلمو هاي كوچك با زلف هايشان بدنم را به قلقلك در مي آورند اما صداي خنده هايم به گوش هيچ كس نمي رسد.
چه بسا نقاشاني كه با حس هاي مختلف به من نقش و نگار دادند. كه من مملوء از حس هاي غم و شادي و