از راه بیفتیم :
کنایه از راه راست منحرف نشوی
در پوستین خلق آفتی :
کنایه از غیبت
یکی سر برنمیدارد:
کنایه از بلند نمیشود
عزیز و پاره های دل :
کنایه از بسیار عزیز و دوست داشتنی
آتش در همه آفاق زد :
کنایه از همه چیز را نابود کرد
بهاری شو :
کنایه از شاداب شدن
زندگی بر تو میزند :
کنایه از شرایط مطلوب زندگی
گل آلود : کنایه از خواب کردن.
موج میزند: کنایه از فروان بودن
زیر و رو میکند :
کنایه از با دقت گفتن
امروز را به فردا افکندن:
کنایه از تاخیر در انجام کار
گره از کار دیگران گشودن:
کنایه از کارهای بقیه را حل کردن
بت شکنی :
کنایه از مبارزه و ظلم ستیز
شما نور چشمان:
کنایه از بسیار عزیز بودن
چشم از جهان فرو بست:
کنایه از مرد
روحیه دادن:
کنایه از امیدواری و شجاعت ایجاد کردن
مست:
کنایه از مدهوش و سر دماغ و سرحال شدن
در رستگاری جستن:
کنایه از راه خوشبختی و سعادت راه رفتن
چشم داشتن:
کنایه از توقع و انتظار داشتن
خاک پی حیدرم:
کنایه از تواضع و فروتنی بسیار
مشعل دار شدن:
کنایه از جلوتر از بقیه بودن
دروازه سرزمین را باز کردن:
کنایه از آشنا شدن با فرهنگ
فرزندان ما پاره جگر ما هستند:
کنایه از بسیار عزیز بودن
فروماندن ماه :
کنایه از ناچیز و ناتوان شدن
در ظلال محمد:
کنایه از مورد توجه و حمایت کسی بودن
تاج لطفاً....