دوخواهر با دو برادر ازدواج میکنند یکی از آن زن و مرد زندگی ساده ای دارند و دیگری ثروتمند است و کار زیادی دارد آن برارد کشاورزی میکند ولی این برادر کار های زیادی دار و تمام وقتش را برای کار و بدست آوردن پول صرف میکرد آن برادر وکه کشاورزی میکرد شب ها وقتش را باخانواده میگذراند ولی آن یکی هیچ وقتی برای خانواده نداشت و همیشه از همسر و فرزند خود دور است زندگی سختی هر دو داشتن با کم کاستی میگذراندن و روزی
پدر دوبرادر آمد و دید که بچه اش که مال زیادتری دارد سرشم خیلی شلوغه و دید پسر خسته است گفت:((تو که زیاد میخواستی باید وقت زیادی هم بزاری از همه چیزی بگذری برای همینه که از قدیم میگن هرکه بامش بیش برفش بیشتر.))