بفرما اینم انشا به حالت ادبی خواهشا تاج یادت نره
✏️ انشا: تفاوت فرشتههای میناب با دیگر دانشآموزان
میناب فقط یک شهر نیست، انگار دلش با آفتاب و دریا گره خورده. بچههایش هم مثل خودِ میناب گرم، پرانرژی و صبورند. فرشتههای میناب فرقشان با بقیهی دانشآموزان در همین است؛ آنها از دل سختی، لبخند میسازند.
صبحهایشان را با گرمای زیاد شروع میکنند، اما هیچکدام از این گرماها، رویِ آرزوهایشان سایه نمیاندازد. دفترهایشان شاید کهنه باشد، ولی پر از امید و رنگ است. وقتی درس میخوانند، نگاهشان برق میزند، انگار دارند به آسمان فکر میکنند.
آنها یاد گرفتهاند که مهربانی کوچکشان، دنیای کسی را بزرگ کند؛ اگر دوستی غمگین باشد، دستش را میگیرند و اگر باران نیاید، خودشان مثل باران دلها را تازه میکنند.
فرشتههای میناب با همه فرق دارند؛ نه به خاطر لباس یا کتابشان، بلکه چون در دلشان ایمان دارند که هیچ سختیای نمیتواند جلوی آرزوهایشان را بگیرد.
من همیشه از خودم میپرسم: کاش ما هم مثل فرشتههای میناب یاد بگیریم حتی وقتی دنیا خستهمان میکند، لبخند بزنیم و ادامه بدهیم...