سلام معرکه میدم هر کی زود تر جواب داد
حکایت
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد( ضرر کرد یا زیان دید) پسر را گفت ( را به معنای : به ) نباید که این سخن با کسی در میان نهی ، گفت ای پدر فرمان تو راست ، نگویم ولیکن خواهم مرا بر فایده ی این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست ؟ گفت تا مصیبت دو نشود ، یکی نقصان ( کم شدن ) مایه ( سرمایه ، ثروت ) و دیگر شماتت ( بد گویی ) همسایه.
بازرگانی هزار دینار ضرر و زیان کرد و به پسر گفت نباید این حرف را به کسی می گفتی
پسر گفت پدرم اگر فرمان و حرف ویا دستور تو را درست نگویم اما در فایده و سود این مرا آگاه کنی که تصمیم بهتر در نهان داشتن چیست؟
گفت تا گرفتار دو مورد نشود یکی کم شدن سرمایه و یا ثروت و دیگری بدگویی و غیبت همسایه
فکر کنم همین باشه
معرکه یادت نره