Sarina

نگارش هشتم. درس 7 نگارش هشتم

سلام بچه ها خوبید یک انشا درباره‌ی تصویر نویسی صفحه ۸۴ می خوام ولی خواهشا از گوگل نباشه. به همه معرکه می دم

جواب ها

جواب معرکه

🎀🧸Parmis

نگارش هشتم

سلام خوبی ببین من اینو زدم از چت جی پی تی بازم نمی دونم خواستی و خوب بود بنویس صبحی روشن و آرام از دل کوه‌ها طلوع کرده است. صدای زنگوله‌ی گوسفندان و بع‌بع بزها در دشت طنین‌انداز است. مردان و زنان ایل آماده‌ی کوچ‌اند؛ چادرها جمع شده، وسایل بر پشت اسب‌ها و قاطرها بسته شده و کودکان با شور و هیجان کنار بزرگ‌ترها ایستاده‌اند. در تصویر نخست، حرکت آغاز می‌شود. آسمان هنوز رنگ سحر دارد و سایه‌ی کوه‌ها در دوردست پیداست. اسب‌ها با گام‌های استوار پیش می‌روند، زنان با دامن‌های رنگین و روسری‌های بلند، چون گل‌های زنده در باد می‌رقصند. هر قدمشان سرشار از امید است، امید به یافتن سرزمینی سرسبزتر و آبی‌تر. کاروان آرام و پیوسته پیش می‌رود. در تصویر دوم، دشت گسترده‌تر شده و رنگ‌ها زنده‌ترند. خورشید بالا آمده و نورش بر چهره‌ی کوچندگان نشسته است. حالا صدای نی و دف در میان باد به گوش می‌رسد؛ کوچ فقط سفری سخت نیست، جشن زندگی است. زنان و مردان با لبخند از میان گل‌های وحشی می‌گذرند، کودکان در کنار مادرانشان به چشم‌اندازهای تازه می‌نگرند و گوسفندان در جلو می‌چرند. اینجا طبیعت و انسان یکی شده‌اند. آسمان، دشت و کوه، هم‌صدا با صدای گام‌های رهروانند. زندگی در جریان است؛ ساده، آرام و زیبا. کوچ برای آن‌ها تنها جابه‌جایی از جایی به جای دیگر نیست، بلکه پیوندی دوباره با زمین، با ریشه‌ها و با آزادی است. صدای باد، زنگوله و خنده‌ی کودکان در فضا می‌پیچد و در پایان، دشت می‌ماند و کاروانی که در مسیر روشن زندگی گام می‌زند.

سوالات مشابه درس 7 نگارش هشتم