دخترک شوتی سوار

نگارش هشتم. درس 7 نگارش هشتم

سلام هر کی زود تر جواب بده معرکه میدم

جواب ها

ریحانه

نگارش هشتم

سلام صفحه چند
amir

نگارش هشتم

سلام معرکه یادت نره

جواب معرکه

آرتور..

نگارش هشتم

بفرمایید معرکه یادت نره رفیق اگر من معلم انشا بودم، هیچ‌وقت فقط به نوشتن کلمات و جمله‌های درست بسنده نمی‌کردم. من دوست داشتم شاگردانم یاد بگیرند چطور با دلشان بنویسند، نه فقط با قلمشان. برای من، انشا یعنی گفت‌وگویی صادقانه با خود، با دنیای اطراف، با رؤیاها و ترس‌های پنهان. اگر معلم انشا بودم، هر موضوعی را به گونه‌ای مطرح می‌کردم که ذهن شاگردانم باز شود. مثلاً به جای این‌که بگویم «تابستان خود را چگونه گذراندید»، می‌گفتم «اگر تابستان یک نفر بود، با او چه حرفی می‌زدی؟» تا بتوانند تخیل خودشان را آزاد کنند. در کلاس من هیچ‌کس از نوشتن نمی‌ترسید، چون یاد می‌گرفتند اشتباه یعنی تجربه، و تجربه یعنی رشد. من به هر نوشته با دقت گوش می‌دادم؛ حتی ساده‌ترین انشاها هم برای من صدایی داشتند که باید شنیده می‌شد. اگر معلم انشا بودم، هدفم این نبود که شاگردانم فقط نمره بگیرند. هدفم این بود که یاد بگیرند فکر کنند، تصویر بسازند، احساس کنند و بنویسند تا حرف دلشان جاودانه شود. به نظر تو اگر معلم انشا بودی، دوست داشتی شاگردانت چه چیزی را از نوشتن بیاموزند؟
زهرا

نگارش هشتم

شما هنوز درس میخونید

سوالات مشابه درس 7 نگارش هشتم