انشا در مورد خانه
موضوع: خانه
مقدمه: خانه، سرپناهی برای زندگی؛ جایی که در ان زندگی میکنیم، میخوابیم و ما را از باران و سرما و گرما و چیزهای این چنینی حفظ می کند.
بدنه: خداوند متعال همه چیز را آفریده و عقل استفاده از ان را به انسان داده که چند صباحی که زنده است را بتواند با رفاه و آسایش بیشتری به زندگی خود ادامه دهد. ولی خانه که شامل در و دیوار و سقف نمیشود ؛ خانه وسایل هم دارد، و اگر کسی در ان زندگی نکند و نفس نکشد که دیگر خانه نیست و خرابه ای است. اگر بوی غذا در ان نپیچد خانه ی زندگی کردن نیست. اگر خانه نباشد تو سرپناهی برای زندگی نداری و باید در سرمای سرد زمستان و گرمای گرم تابستان بیرون باشی و روی تکه ای کارتون و یا هزچه بخوابی . موقع بارش باران اول از همه تو خیس میشوی و سرما میخوری. خانه که نباشد زندگی سخت تراز ست تر از سخت است.
نتیجه: و حال باید شکر گزار خدا باشیم گه حداقل سقفی روی سرمان است و با افرادی مثل مادر و پدر و خواهران و برادرانمان زندگی میکنیم و سرپناهی برای زندگی روزمره خود داریم و در برابر هر بالی طبیعی اسیب کمتری می بینیم.