ایران، سرزمینی با تاریخ چند هزار ساله، پر است از داستانهایی که مرز بین واقعیت و افسانه را در هم آمیختهاند. پادشاهان ایران، از هخامنشیان تا ساسانیان و پیشدادیان افسانهای، نهتنها با شمشیر و تاج، بلکه با داستانهایشان در قلب مردم جاودانه شدهاند. این مقاله شما را به سفری در دل پنج داستان جذاب از پادشاهان ایران میبرد؛ داستانهایی که گاهی ریشه در تاریخ دارند و گاهی در افسانههای کهن. با لحنی روان و گیرا، همراه با جزئیات و تصاویر زنده، این قصهها را روایت میکنیم تا شما را به دنیای شگفتانگیز ایران باستان ببریم.
تمیستوکل پادشاه یونان در آرزوی کاخی به زیبایی تخت جمشید بود یکی سرداران خویش که زبان ایرانیان را می دانست فرا خواند و به او گفت شنیده ام سنگ تراشی بنام مازیار و شاگردش بانو گلدیس پرسپولیس را همچون جواهرات تراش داده اند آنهم به گونه ایی که پیک های سرزمینهای دیگر از این همه زیبایی در شگفت شده اند به ایران رو و به هر گونه که امکان دارد این دو را به یونان بیاور می خواهم آنها پرسپولیس زیباتری در آتن بسازند.
آن فرمانده یونانی با چند سرباز دیگر با تن پوشی ایرانی به سرزمین ما آمده و پس از چندی با دو هنرمند ایرانی بازگشت.