در دل تاریکی شب، من پروانهای هستم که نور شمعی را از دور میبینم. نوری که همچون فانوسی دریایی، مسیر را به من نشان میدهد. نمیتوانم مقاومت کنم؛ چرا که نور، همان زندگی و امید به معنای واقعی است. با بالهایی رنگارنگ و ظریف، به سمت نور پرواز میکنم. هرچه به نور نزدیک و نزدیکتر میشوم، دلگرمی و گرما بیشتری احساس میکنم و در همین حال است که زیبایی وجودم را بیشتر درک میکنم. نور تابان شمع، درخشش رنگهای من را زیر نظر میگیرد و من، در این لحظه شکوه، فقط یک هدف دارم: نزدیک شدن به آن نور حیاتبخش. اما در عین حال باید مراقب باشم که به نور بیش از حد نزدیک نشوم، چرا که میدانم این نزدیکی بیش از حد ممکن است زیانآور باشد. در پایان، من پروانهای هستم که در جستجوی نور، درسهای بزرگی از زندگی یاد میگیرم.
تاج لطفا
موضوع؛پروانه ای هستید که در تاریکی شب، شمعی روشن پیدا کرده اید