zahra mirzaei🦋

نگارش دهم. درس2 نگارش دهم

سلام ی انشا ذهنی درمورد پرواز میخواستم مال صفحه ۳۶ اگه کسی داره لطفا بفرسته برای شنبه میخوام😥🙏

جواب ها

خیلی وقت بود که بیرون از شهر در باغی بزرگ که ازمایشگاهی مجهز داشت روی پودری اسرار امیز کار می کردم که با ان می شد پرواز کرد. برای ان سال ها وقت گذاشتم وحتی از خانه بیرون نیامدم تا بعد از شصت سال بالا خره پیروز شدم و رویای خودم و خیلی از کودکانی که هم کلاسی و هم سن من بودندرا براورده ساختم. با خود گفتم که اگر پرواز کنم ودر اسمان این خبر را به انها بدهم انها شگفت زده تر خواهند شد پس پنجره را باز کردم و با شوق فراوان به سوی اسمان بیرون از خانه ام رفتم کمی که به سمت شهر حرکت کردم دیدم که اسمان دیگر ابی نیست و رنگ ان به رنگ خاکستری زشتی تبدیل شده است اما ان نبود که شوق مرا کور کرد شوق من وقتی کور شد که تمام مردم بدون این که به اسمان نگاه کنند به کارهای روز مره ی خود ادامه می دادندو هر چقدر من صدایشان می کردم وانها به من در اسمان نگاه می کردند هیچ عکس العملی از خود نشان نمی داند ایا انها بزرگترین رویا کودکی خود را فرامش کرده بودند؟ ایا انها پرواز را در دلهایشان کشته بودند؟ انشا پرواز

سوالات مشابه درس2 نگارش دهم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام