سلام لطفاً یه انشا طنز در مورد (همسایه ، بچه اول یا بچه دوم مسئله این است ، ایستادن در صف ) فقط از گوگل نباشه به همه تاج میدم

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

انشا در مورد همسایه  روزهایی که درخت تاک همسایه خانه ما را هم سرسبز کرده بود، دیدم که چه قدر لذت بخش است و عصرها زیر درخت تاک بساط چای پهن بود. کنار دیوار می نشستیم و با صدای بلند با هم حرف می زدیم و می خندیدیم. پدر هم هر بار که نون می گرفت، برای همسایه می داد.  همسایه که داشته باشی، دلت قرص است و خوشحال، شبی هراس از درد و بیماری نداری و حالت خوب است، تابستان را با هم می گذرانید و از حضور هم لذت می برید. درخت تاکشان خانه را سایه می کند و زمستان هم برف روبی را با هم انجام می دهید. چای عصر و نان و پنیرش هم در صحن ایوان منزل خواستنی می شود. هر بار که بوی غذایشان می آید ظرف گلدار ملامین پر از غذا هم می رسد، هر جشن و مهمانی که باشد ما در راس هستیم و کمک می کنیم. هیچ وقت سفره خالی از نان نمی شود و هوای هم را داریم. بوی سبزی های قورمه ای که با هم می گیریم. بوی پیاز داغ و از همه مهم تر مهربانی و عشق و دوستی که در میان ما جاری بود. کاش هیچ وقت ان روزها تمامی نداشت و بزرگ نمی شدیم. گاهی بچه های همسایه به تراست ما می آمدند و می خوابیدیم و صبح با ستیغ آفتاب دوباره بازی شروع می شد. چه قدر تاب بازی بود و مهر ورزی و دوستی، هیچ وقت قهری نبود و با هم خوب بودیم و می گفتیم و می خندیدیم. نتیجه گیری: همسایه از برادر و خواهر هم نزدیکتر است و در شرایط سخت و بحرانی می تواند کمک حال همسایه شده و برای راحتی و آسایش ما تلاش کند. روزهای خوب همفکری، همکاری، سرور و خوشی، بهترین روزها را برای خانواده رقم زد. تاج بده

سوالات مشابه درس 3 نگارش هشتم

ابوالفضل میرزائی · درس 3 نگارش هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم