🔸 بازآفرینی کوه به کوه نمی رسد (جواب طولانی تر)
لحظه ای سرم را بلند میکنم کوه های سر ب فلک کشیده که آسمان را میشکافند چشم را وادار به تماشای خویش میکنند.
چه عجیب است این دوستی هزار ساله، دوستی کوه ها، کوه هایی که میدانند و می بینند که هیچگاه به هم نمیرسند، اما همچنان در دوستی استوارند.
چه زیباست کوه هایی که دستان خویش را در دستان دوستان میگذارند، اری کوه ها هیچ گاه به هم نمیرسند اما همواره دست در دست هم هستند، دستهای به هم گره خورده که نشان از همدلی و اتحاد است.
از قدیم گفتن کوه به کوه نمیرسد ولی ادم به ادم میرسد پس چرا ندیده ایم مجنون به لیلی برسد؟ پس چرا پایان داستانهای شیرین تلخ میشود؟
گفته اند کوه به کوه نمیرسد اما ادم به ادم میرسد، دوستانی که از جنس انسانند روزی جایی، زمانی، و به دلیلی دوستان دیرینه ی خود را رها میکنند. لیکن چه کسی دیده است ک گره سنگین دستهای کوه ها باز شود.
بارها و بارها شنیده ام که کوه به کوه نمیرسد ولی ادم به ادم میرسد، اما هیچگاه ندیده ایم که عاشق به معشوق برسد، تاکنون نتوانسته ایم سیمای فرزند زهرا را ببینیم،هیچگاه حضور گل زهرا را حس نکرده ایم، بوی عطرش به مشام ما نرسیده است.
کوه ها گره ی دستانشان را محکم تر کرده اند و به اوج فلک رسیده اند. هرجا قدم گذاشتم گفتند چ عجیب است. گفتم همه چیز عجیب است کدام را میگویید؟ گفتند اینکه کوه به کوه نمیرسد ولی ادم به ادم میرسد، بفکر فرو رفتم و زمزمه کردم اما هیچگاه اینگونه نبود، وگرنه فرهادی که برای رسیدن به شیرین در تلاش دراوردن رخ شیرین در دل کوهی از جنس سنگ بود، به شیرین میرسید.
اگه منظورتون اینه بفرمایید
موفق باشید