𝑨𝒗𝒊𝒏

نگارش دهم. درس 8 نگارش دهم

بچه هااا اینو میگینننن تاج میدمممم

تبلیغ

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

جواب ها

nznin

نگارش دهم

روزی مرد عربی می‌گفت در بیابان راه را گم کرده بودم و امیدی به زنده ماندن نداشتم. ناگهان کیسه‌ای پیدا کردم و چون فکر کردم داخلش گندم برشته است، خیلی خوشحال شدم. اما وقتی فهمیدم مروارید است، همان‌قدر ناامید شدم؛ چون به درد منِ گرسنه نمی‌خورد.

جواب معرکه

Mahan

نگارش دهم

📖 متن اصلی به زبان ساده: یک مرد اعرابی (بیابان‌نشین) را در جمع دانشمندان شهر بصره دیدم که این حکایت را می‌کرد: «وقتی در بیابان راه را گم کرده بودم و هیچ خوراکی همراه نداشتم، از شدت گرسنگی خود را آماده مرگ کرده بودم. ناگهان کیسه‌ای پیدا کردم که پر از دانه بود. آنقدر خوشحال شدم که فکر کردم گندم است و می‌توانم گرسنگی خود را برطرف کنم. اما وقتی فهمیدم آن دانه‌ها مَرْوَرید (مروارید) است، نه گندم، دوباره غمگین و ناامید شدم. چرا که مروارید در بیابان به درد گرسنه نمی‌خورد.» --- ✨ پیام حکایت: در هر موقعیتی، باید چیزی را طلب کنی که به دردی که داری بخورد. مروارید برای یک گرسنه، هیچ ارزشی ندارد؛ همان‌طور که گندم برای یک جواهرفروش، بی‌ارزش است. هدف و نیاز خود را در هر شرایطی بشناس و در مسیر رفع آن گام بردار.

سوالات مشابه درس 8 نگارش دهم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم