زمستان غزل خداحافظی خواند و بهار از پشت کوهها سرک کشید.
زمستان گوشهٔ دامن پُر برفش را از سر درختان برگرفت و بهار چارقد گلدارش را بر سر آنها کشید.
زمستان کوله بارش را بست و رفت و بهار با چمدانی پُر از شکوفه و لبخند از راه رسید.
زمستان به خطِ پایان سال رسید و بهار شوق انگیزتر از همیشه در جادهٔ آغاز ، قدم نهاد.
زمستان واپسین نفسش را کشید و بهار عطر خوش گلها و گیاهانش را در هوا پراکند.