فصل پاییز با تمام زیبایی هایش کم کم بار سفر خود را می بندد و زمستان سپیدرنگ از راه میرسد، در این میان شبی است بلند به بلندای یک فرهنگ، آیینی رنگارنگ به سان پاییز و درونمایهای سپید به رنگ زمستان.
آری یلدا می رسد با تمام زیباییهایش تا به پیشواز زمستان برود، یلدایی که ته تغاریِ پاییز است و نو رسیده ی خوش یُمن و دلبرانه ی زمستان، یلدا می رسد تا با نفس های زمستانی و سردش، آدم ها را برای گرم شدن، به هم نزدیک کند، که کینه ها رایلدا فرصتی است که در دلِ سردترین شب ها و بی فروغ ترین روزها یکدیگر را دوست بداریم، فرصتی برای شستنِ غبارِ رخوت و تنهایی از آینه ی دل است، فرصتی است که باید غنیمت شماریم و بانیِ تجدید دیدارها شویم و یک دقیقه بیشتر کنار هم باشیم.
تاج یادت نره