آن سوی محال: با تو
محال با تو، محالها با تو شکستن، با تو محال را درک نمیکنم. با تو محال را نمیپذیرم. تو بزرگترین محال بودی. حال که به تو دست یافتهام، نمیتوانم محال را باور داشته باشم. میدانی چرا؟ زیرا اگر تو از قبل بودی، شکسته شدن دیوارها زیر سوال میرفت. حال که هستی، دیگر مهم نیست که محالها حتی راه تنفسم را سد کنند.
نظر بدید نوشتم چطوره؟