(وسعتی که به تو ختم میشود)
من و تو مانند دریا و ساحلیم، دریا بدون ساحل و ساحل بدون دریا مفهومی ندارند. هرچقدر هم وسعت داشته باشی، باید در انتها به نقطهی شروعت بازگردی، و نقطهی شروع من، تویی. شاید اکنون فاصله میان ما آنقدر زیاد باشد که آفتاب در میانمان قدم بزند. اما بالاخره به سوی تو بازمیگردم، نه فقط چون نقطهی شروعم هستی، بلکه چون خشکی در کنار آب، معنا میگیرد.
نظر بدید نوشتم چطوره؟