**آرایههای ادبی:**
* 'سعدیا مرد نکونام نمیرد .هرگز': **کنایه**
* 'گل با خنده به غنچه گفت زندگی ، شکفتن': **تشخیص**
* 'شب شنفته است مناجات على': **تشخیص**
* 'خروشید و جوشید و برکند خاک از شمش زمین شد همه چاک چاک': **مبالغه**
* 'دل مادر مثل دریا صاف و زلال است': **تشبیه**
* 'رستم از هفت خان ...گذشت': **کنایه**
**نهاد و گزاره:**
* نهاد: بهمنیار
* گزاره: چشم گشود و سلام کرد
**معنی ابیات:**
* 'خرد را تو روشن بصر کرده ای / چراغ هدایت تو بر کرده ای': تو (خداوند) به عقل، توانایی تشخیص و درک روشن بخشیدهای و چراغ هدایت را برای راهنمایی (برافراشتهای).
* 'مکن دوستی با دروغ آزمای / همان نیز با مرد نا پاک رای': با دروغگویان و کسانی که اندیشه ناپاک دارند، دوستی نکن.
**متن در مورد محبت:**
محبت، نوری است که در تاریکترین زوایای زندگی میتابد و گرمابخش قلبهاست. این احساس والا، فراتر از یک کلمه، تجلی عشق، همدلی و درک متقابل است که انسانها را به یکدیگر پیوند میزند. محبت، زبان مشترک تمام ملتها و فرهنگهاست؛ زبانی که با لبخندی ساده، نگاهی مهربان یا عملی کوچک، گفته میشود و شنیده میشود. در آغوش گرم مادر، در وفاداری یک دوست، در ایثار یک غریبه، و در نگاه پر مهر یک معشوق، همگی ردپایی از محبت را میتوان یافت. محبت، گاه در سکوت معنا مییابد؛ در تحمل سختیها، در بخشیدن خطاهای دیگران، و در ایستادن در کنار کسی که زمین خورده است. این نیروی شگرف، قادر است دیوارهای بلند بیتفاوتی و نفرت را فرو بریزد و فضایی سرشار از صمیمیت و انسانیت را بسازد. محبت، تنها به ابراز احساسات محدود نمیشود، بلکه در عمل نیز تجلی پیدا میکند. کمک به نیازمندان، دلجویی از غمگینان، و تلاش برای خوشبختی دیگران، همه اشکالی از محبت عملی هستند که دنیای ما را به مکانی بهتر تبدیل میکنند. وقتی محبت میورزیم، نه تنها به دیگران نیکی میکنیم، بلکه خودمان نیز سرشار از آرامش و رضایت میشویم. زیرا محبت، مانند بذری است که هرچه بیشتر کاشته شود، ثمرات شیرینتری به بار میآورد. در دنیایی که گاه پر از چالش و سختی است، محبت، پناهگاهی امن و چراغی فروزان است. بیایید با گسترش این گوهر بیبها در روابطمان، خانه دل یکدیگر را روشن نگه داریم و جهانی بسازیم که در آن عشق و مهربانی، حاکم بلامنازع باشد.
معرکه یادت نرهههههه