در میان دو ساختمان بلند و سرد، خانهای کوچک و ساده دیده میشود که مثل تکهای از بهشت در دل شهر جا خوش کرده است. دیوارهای بلند اطراف، پر از پنجرههایی است که آدمها از پشت آنها با چهرههایی خسته و بیروح به بیرون نگاه میکنند. انگار همه در قفسهای بتنی زندگی میکنند و فقط نظارهگر زندگی واقعی هستند.
اما در وسط این همه شلوغی و灰 رنگی، یک خانهی کوچک با سقف قرمز و حیاطی سرسبز قرار دارد. اطراف این خانه پر از گلهای رنگارنگ، درختان سبز و نور خورشید است. این خانه نشان میدهد که هنوز هم میتوان در دل شهر، زندگی را دوست داشت و با طبیعت آشتی کرد.
صاحب این خانه انگار تصمیم گرفته برخلاف دیگران زندگی کند؛ او به جای نگاه کردن از پنجره، در میان گلها نفس میکشد. این تصویر به ما یادآوری میکند که خوشبختی همیشه در خانههای بزرگ و برجهای بلند نیست، بلکه در دل آرامش، سادگی و ارتباط با طبیعت پیدا میشود.
به نظر من، این عکس پیام مهمی دارد: اگرچه شهرها بزرگتر میشوند، اما نباید بگذاریم دلهایمان کوچک و بیروح شود
بهم معرکه هم بده لطفاً