اگه حرکت نکنی خدا هم به ادم برکتی نمیده دیگه اینم مفهموش
ادامش نیومده ولی این اخرشه
دانای دهکده پسر رو به پیش دباغ نیبره و میگه بزار پیشت شاگردی کنه دباغم چون به دانا اعتماد داشته اجازه میده و طولی نمیکشه ک پسر دشتمزد اول کار خودشو میگره و خوشحال پیش دانا میره میگه تو راست میگفتی اگر من حرکت نمبکردم خدا هم به من برکتب نمیداد
امیدوارم به کارت بیاد زمان زیادیو صرف نوشتنش کردم🧡🧡🧡🧡🧡