(حکاکی به نام رهایی)
اسمت است که بهراحتی، با تیغهٔ محبتت، بر قلبم روان شده، بدون ذرهای درد و احساس رنج که در آن لمس نمیشد. ولی میدانی کدام بخشش این حکاکی را طوری میکند که مرا در مرز نابودی به سقوط وا میدارد؟ آن بخشی که پی میبرم این، اسمت نبود که میخواستی بر من حک شود، بلکه اسم لایهای از کلمات رو به نابودی بود که با قلمی از جنس رهایی حک میشود.
خودم نوشتم ببین خوبه؟