ص ۴۲: مورچه موجود بسیار ریز و زیبایی هست که همیشه مانند یک کارگر زحمت کش غذا برای خود جمع آوری میکند او در تابستان ها غذاهای خود را جمع آوری میکند و در زمستان از چیزهایی که جمع آوری کرده بود تغذیه میکند
ماهم سعی کنیم که مانند مورچه باشیم همیشه در زندگی زحمت بکشیم و به امید خدا همیشه موفق میشویم.
ص ۴۴: 1- مردمی با مشت هاي گره کرده را که پیش میرفتند دیدم
2_ گلی را که بوی خوشی داشت را بوییدم
ص ۴۶: کلاغی در آسمان پرواز میکرد که کبکی زیبا را دید و او تصمیم گرفت مانند کبک راه برود
پس او هر روز راه رفتن کبک را تمرین کرد سرانجام راه رفتن کبک را یاد نگرفت هیچ راه رفتن خود را هم فراموش کرد .
امیداورم کمک کرده باشم بهت😊
تاج یادت نره😊