میشه صفجه ۲۱ رو اگه نوشتید برام بفرستید معرکه میدم تروخدا اگه نوشتید بفرستید 🥺

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

گذر رودخانه: گذر از کنار رودخانه همواره برایم سرشار از آرامش و لذت است. صدای دلنواز و موزون آب که به گوش می‌رسد، احساس وصف‌ناپذیری از آرامش در وجودم ایجاد می‌کند. رودخانه، با تمام زیبایی‌هایش، در حرکت است و هیچ‌گاه از جنب و جوش باز نمی‌ایستد. همیشه با اشتیاق، هم‌مسیر با آن پیش می‌روم و گاهی اوقات تا جایی که می‌توانم، رودخانه را دنبال می‌کنم. اما نمی‌دانم که این جریان پر از زندگی در نهایت به کجا می‌رسد؟ به دریا؟ به دریاچه؟ یا شاید در جایی ناپدید می‌شود؟ هر بار که به شگفتی‌های رودخانه و دشت‌ها و جنگل‌های اطراف آن فکر می‌کنم، تنها یک نتیجه به ذهنم می‌رسد: کسی جز خداوند بزرگ نمی‌تواند خالق این همه زیبایی باشد. به راستی که خداوند بی‌همتاست و تنها او قادر است چنین طبیعتی زیبا و بیکران را بیافریند. هر چقدر که به پیش می‌روی، در اطراف رودخانه درختان و بوته‌های سرسبزی را می‌بینی که حیات و شادابی خود را مدیون آب زلال و جاری رودخانه هستند. صدای پرندگان و گنجشک‌ها که در کنار صدای آب به گوش می‌رسد، نوایی دلنشین و روح‌نواز است که دل هر شنونده‌ای را مجذوب می‌کند. اما حفظ این زیبایی‌ها نیازمند تلاش و توجه ماست. وقتی در مسیر رودخانه با زباله‌ها و آلودگی‌هایی که برخی افراد بی‌ملاحظه بر جا می‌گذارند مواجه می‌شوم، قلبم به درد می‌آید. این کار نه تنها به خود ما بلکه به تمام موجوداتی که در آن اطراف زندگی می‌کنند آسیب می‌رساند. بیایید همه با هم در حفظ و نگهداری این طبیعت بی‌نظیر کوشا باشیم و زیبایی‌های آن را برای نسل‌های آینده نیز حفظ 
یک اتوبوس شلوغ را تصور کنم؟ مگر اتوبوس خلوت هم وجود دارد؟! اتوبوس وسیله حمل همگانی است که اصولا برای این ساخته شده تا تنها عده معدودی روی صندلی های پادشاهی آن بنشینند و بقیه در حالی که دستگیره های بالای سرشان را گرفته اند با بغضی در گلو، خشمی در سینه و نگاهی پر از حسرت به پادشاهان نشسته نگاه کنند و در همین حال با یک چالش ناخوشایند روبرو شوند: “دست هایشان که به خاطر سوار شدن مکرر در اتوبوس هر روز درازتر از روز قبل می شود، امروز چند سانت درازتر شده است؟!” و اما این تمام ماجرا نیست … بگذریم از صدای هیاهویی که از هر طرف به گوش می رسد، گریه بچه ای که انگار هیچ وقت تمامی ندارد، جرو بحث زن و شوهری که فکر می کنند به دادگاه خانواده آمده اند و می خواهند تمام اختلافات خانوادگی شان را در همین یک ربعی که در اتوبوس نشسته اند حل و فصل کنند و مردی که موزیک قدیمی گوش می دهد و حواسش نیست که خداوند هدفون را برای چنین لحظه هایی آفریده! هر 5 دقیقه یک بار صدای خشن و ترسناک آقای راننده به گوش می رسد، گذشته از چند سکته ناقصی که از شنیدن صدایش داشتم الحق و الانصاف صدای گویایی دارد و محال است صدایش را – زبانم لال – نشنیده و ایستگاه را رد کنی. معمولا بعد از اعلام ایستگاه منتظر ترمزهای جانانه ای هستم که به پاس آن، همه دردهای عضلانی گذشته را به کل فراموشمی کنم. نمی خواهم وارد جزئیات بیشتر بشوم اما مگر می شود از اتوبوس بگویم و هوای عطراگین آن را نادیده بگیرم؟! باید بگویم به نظرم استفاده از خوشبو کننده کار بسیار بسیار پسندیده ای است. بدون شک وقتی از شدت کمبود جای ایستادن در اتوبوس، بینی شما نیز در زمان نادرست در مکانی نادرست قرار بگیرد متوجه منظورم می شوید! بوی بدن هایی که به شدت عرق کرده، عطر پای کسی که بزرگوارانه کفش هایش را در آورده و سایر انواع عطرهای دل انگیز که به خاطر رعایت ادب قادر به بیان آن نیستم و صدها عامل که زبان از توصیف آن ها قاصر است همگی دست به دست هم داده تا بودن در یک اتوبوس شلوغ به خاطره ای خاص که البته هر روز تکرار می شود تبدیل شود!!

سوالات مشابه درس 2 نگارش نهم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم