حسام محبی

فارسی ششم. درس 12 فارسی ششم

خلاصه داستان یک قطره عسل توروخدا جواب بدید به نفر اول معرکه میدم به قران

جواب ها

جواب معرکه

سگی بود که دست و پای لاغری داشت صاحب او یک شکارچی بود.شکارچی روزی به دنبال حیوانی میدود،آنقدر میدود که کمی بعد خسته میشود و داخل غاری میرود.میبیند که در آنجا پر عسل است،رفت و لباس مخصوص پوشید یه کوزه بر دست گرفت و عسل هارا داخل کوزه ریخت،به شهر رفت و به یک بقالی مراجعه کرد.ان مرد از عسل طبیعی شکارچی خیلی خوشش آمد.بقال کمی خورد و یک زره به زمین افتاد راسو که حیوان مورد علاقه بقال بود از دور دوید و عسل را خورد.سگ با کمک شکارچی بقال و راسو اسش را زدند.پیش حاکم شهر رفتند و به آنها گفت نه سگ و نه راسو مجازات میشوندو... معرکه ندی گزارش میدم

سوالات مشابه درس 12 فارسی ششم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام