دوستان لطفا انشاء صفحه ۳۶ رو کسی نوشته بفرسته فقط از اینترنت نباشه ممنونم

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

سلام در زمان های قدیم مردی در روستایی زندگی میکرد که چشمش درد میکرد. درد چشم مرد کم کم خیلی بیشتر شد. او از این درد خسته شد و به دام پزشک مراجعه کرد. دام پزشک از اینکه مرد به او مراجعه کرده بود تعجب کرد ولی چیزی نگفت و داروهایی که به حیوانات مانند اسب میداد به آن مرد داد. بعد از اینکه دام پزشک دارو را به مرد داد، مرد چشمش کور شد و خیلی از دام پزشک عصبانی شد و به سراغ قاضی رفت و از دام پزشک شکایت کرد. مرد داستان را برای قاضی تعریف کرد. وقتی قاضی داستان را شنید به مرد گفت: من دام پزشک را مجازات نمیکنم و تورا مجازات میکنم. اگر تو کمی فکر میکردی پیش دام پزشک نمیرفتی بلکه پیش پزشک انسانها میرفتی.

سوالات مشابه درس 2 نگارش هشتم

777 0009 · درس 2 نگارش هشتم
Śąjjađ jafari · درس 2 نگارش هشتم
ابوالفضل طالبی · درس 2 نگارش هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم