عاشورا فقط یک روز در تقویم نیست؛ لحظهای است که تاریخ از نو معنا میشود. وقتی نام کربلا میآید، آفتاب سوزان ظهر دهم محرم در ذهنم جان میگیرد و صدای گامهای مردانی را میشنوم که با قلبی مطمئن، راه حق را برگزیدهاند. در میان این صداها، ندای امام حسین(ع) از عمق تاریخ میرسد: «اگر دین ندارید، آزاده باشید.» همین یک جمله، برای فهمیدن عظمت عاشورا کافی است.
صحرای کربلا شاهد ایثار کسانی بود که مرگ را انتخاب نکردند، بلکه زندگی با شرافت را بر مرگ بیغیرت ترجیح دادند. حضرت عباس(ع) در کنار فرات، تشنه بود اما تشنگی کودکان را مقدم دانست. امام حسین(ع) در لحظههای آخر نیز از عدالت و آزادگی دست نکشید. و حضرت زینب(س)، آنگاه که همهچیز در سکوت غم فرو رفته بود، ایستاد و پیام حقیقت را به جهان رساند.
عاشورا، درس میدهد که گاهی برای حفظ ارزشها باید بهای بزرگی پرداخت. این واقعه یادآور این حقیقت است که اگرچه ظلم ممکن است قدرت ظاهری داشته باشد، اما نور حقیقت خاموششدنی نیست. کربلا به ما میآموزد که انسان بودن، تنها در آرامش و آسایش معنا نمییابد، بلکه در لحظههای سخت است که قد انسان تا آسمان میرسد.
امروز، قرنها پس از آن واقعه، هنوز صدای عاشورا شنیده میشود؛ صدای دعوت به آزادگی، به شجاعت، به مسئولیتپذیری در برابر حقیقت. شاید به همین دلیل است که هر سال وقتی محرم میرسد، دلها دوباره به کربلا سفر میکند تا یاد بگیرند چگونه در برابر تاریکی بایستند و چگونه با امید، راه روشن را ادامه دهند.
عاشورا یعنی انتخاب نور در میانهٔ شب. یعنی ایستادن حتی اگر تنها باشی. یعنی یادآوری اینکه حق، همیشه ارزش جنگیدن دارد.