چنگ دومی مجاز از اختیار
دل در چنگ بودن کنایه از عاشق و شیفته شدن، از خود بی خود شدن
تضاد: است و نیست
مراعات نظیر: گوش، دل و چنگ
نقش ضمیر متصل م در پندم: متمم
در زمانم: مضاف الیه
چنگ چنگ: جناس تام
در اصل تو سوال ارایه جناس تام رو ازت خواسته ک میشه چنگ
چنگ اولی نوعی ساز و چنگ دومی دست
پندم =به من پند می دهی نقش دستوری َم میشه متمم
زمانم= زمانِ من قبلش کسره گرفته میشه مضاف الیه