کاربر محروم

نگارش هشتم. درس5 نگارش هشتم

سلام یه نفر برای من حکایت نگاری درس پنجم صفحه ۶۶ رو بفرسته لطفاً از خودتون و زیبا و تمام نکاتو رعایت کرده باشین در حد تیزهوشان باشه لطفا بعد اگه میشه چرت و پرت هم نگید و نفرستید ممنون ♥️

جواب ها

سلام روزی پادشاهی گوش هایش ناشنوا شد و پزشکان نتوانستند او را درمان کنند . پادشاه به علت اینکه ناشنوا شده بود و نمی توانست سخنان مردم مظلوم رو بشنود بسیار ناراحت بود و نمی دانست چه کاری انجام دهد . یک روز شخصی خردمند به ملاقات پادشاه رفت و به کمک زبان اشاره و نوشتن حرف هایش روی کاغذ به پادشاه گفت : درست است که شما حس شنوایی خود را از دست داده اید اما حواس دیگر شما سالم هستند و شما می توانید از آنها کمک بگیرید . پادشاه فکر کرد و گفت : درست میگویی من به یاد سایر نعمت هایی که دارم نبودم . بفرمایید امیدوارم خوب باشه❤

سوالات مشابه درس5 نگارش هشتم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام