روزی مردی دچار چشم درد میشود و او نزد دام پزشک میرود
دام پزشک نیز آن قطرهای که برای اسب وسایر حیوانات استفاده می کرد برای آن مرد نیز تجویز کرد
مرد دچار کوری چشم شد و نزد قاضی رفت و گفت :دام پزشک مرا کور کرده است و من نیز از آن شکایت دارم قاضی به او گفت: تو اگر حیوان نبودی پیش دام پزشک نمی رفتی
میتونی برای شخصیت ها اسم بزاری
بازنویسی مردکی را چشم درد خاست: مردی چشم درد گرفت و پیش دام پزشک رفت که ای دکتر چشم هایم را درمان کن. دام پزشک از آن دارویی که در چشم های اسب (حیوان) میریخت و درمانشان می کرد در چشم این مرد ریخت و چشم مرد کور شد. مرد از آن دکتر به پیش قاضی شکایت کرد و قاضی گفت برای این دامپزشک هیچ تاوانی یا مجازاتی نیست زیرا اگر تو خر (حیوان) نبودی برای درمان درد یا بیماری خود پیش دام پزشک نمی رفتی.$$ =) $$