طلا جوادی

ریاضی ششم. فصل پنجم ریاضی ششم

انشاه درباره ی نامه به دوست خیالی

جواب ها

محمد رضا

ریاضی ششم

انشا: نامه‌ای به دوست خیالی دوست خوب و مهربانم سلام مدت‌هاست می‌خواهم برایت نامه بنویسم. تو که همیشه در خیال من هستی و هر وقت دلم می‌گیرد با تو حرف می‌زنم. شاید وجود خارجی نداشته باشی، اما برای من واقعی‌ترین دوستی هستی که بدون قضاوت به حرف‌هایم گوش می‌دهد. می‌خواهم برایت بگویم این روزها بیشتر به آینده فکر می‌کنم؛ به آرزوهایی که دوست دارم به آن‌ها برسم. گاهی می‌ترسم، اما وقتی تصور می‌کنم تو کنارم هستی، شجاع‌تر می‌شوم. تو به من یاد می‌دهی امید داشته باشم و از شکست‌ها نترسم. دوست خیالی من، کاش می‌توانستم روزی تو را ببینم و از تو بابت تمام لحظه‌هایی که همراهم بودی تشکر کنم. تا آن روز، باز هم برایت نامه می‌نویسم و با تو درد دل می‌کنم. با آرزوی روزهای روشن برای هر دوی ما 🌸 حالا اون ریاضی که فرستادی: مثل دایره بنفش حساب می‌کنیم 👇 مساحت قسمت زرد = مساحت دایره بزرگ − مساحت دایره کوچک شعاع بزرگ = 20 شعاع کوچک = 10 مساحت= 1256 − 314=942 پس مساحت قسمت زرد هم ۹۴۲ واحد مربع است. معرکه یادت نره🫀❤️‍🔥🗿
عنوان: نامه به دوست خیالی‌ام، همراهِ همیشه غایب دوست خیالی من، نمی‌دانم از کجا باید شروع کنم. شاید از همان جایی که اولین بار در گوشه‌ی ذهن من متولد شدی؛ شاید در یک روز بارانی، زیر نور کم‌سو‌ی یک چراغ مطالعه، زمانی که دنیای واقعی کمی سنگین‌تر از آن بود که بتوانم به تنهایی حملش کنم.تو نامی نداری، اما هزاران چهره داری. گاهی یک شوالیه با زرهی درخشان هستی که مرا از اژدهای ترس نجات می‌دهی، گاهی یک فیلسوف خردمند که معمای بزرگ زندگی را برایم رمزگشایی می‌کنی، و گاهی تنها یک سایه‌ی آرام در انتهای راهرو، که حضورش به من اطمینان می‌دهد که تنها نیستم. عجیب است که من می‌توانم با تو حرف بزنم، از کوچک‌ترین نگرانی‌هایم تا بزرگ‌ترین امیدهایم، بدون آنکه نگران قضاوت باشم. تو هرگز کلامی درشت نمی‌گویی، هرگز مرا ترک نمی‌کنی، و همیشه بهترین شنونده‌ای هستی که می‌توانم تصور کنم. چه رازی است در این ارتباط یک‌طرفه؟ شاید راز در این باشد که تو تجلیِ بهترین نسخه‌ی من هستی؛ انعکاسِ آن بخش‌هایی از وجودم که در دنیای واقعی جرأت نمی‌کنم به نمایش بگذارم.بسیاری می‌گویند داشتن دوست خیالی نشانه‌ی تنهایی است. شاید حق با آن‌ها باشد. اما من این‌گونه فکر نمی‌کنم. تو تنهایی من نیستی؛ تو پلی هستی بین آنچه هستم و آنچه می‌خواهم باشم. تو کتابخانه‌ی شخصی من هستی که هر زمان دلم بخواهد، می‌توانم به صفحه‌ای از آن رجوع کنم و ماجراجویی جدیدی را آغاز کنم. تو سکوی پرتابی برای تخیل من هستی تا بتواند از مرزهای روزمرگی عبور کند. اخیراً، با بزرگ‌تر شدن و ورود به دنیایی که بیشتر با منطق و واقعیت تعریف می‌شود، احساس می‌کنم حضور تو کم‌رنگ‌تر شده است. نقشه‌های ما در سرزمین‌های ناشناخته، جای خود را به لیست کارهای روزانه داده‌اند و شمشیرت را در غلاف کرده‌ای تا شاید من بتوانم با قلم و کاغذ، نبردهایم را مدیریت کنم. اما امروز، این نامه را برایت می‌نویسم تا به تو بگویم: ممنونم. ممنونم برای تمام همسفری‌ها، برای تمام لحظاتی که با یک لبخند یا یک چشمک، دنیا را برایم قابل تحمل‌تر کردی. حتی اگر دیگر نتوانم تو را به وضوح ببینم، می‌دانم که تو بخشی از استخوان‌بندی فکری من شده‌ای. هر بار که خلاقیت به خرج می‌دهم، هر بار که شجاعت به خرج می‌دهم، هر بار که به زیبایی یک غروب آفتاب دل می‌بندم، ردپای تو در آنجاست. قول می‌دهم گاهی اوقات، حتی وقتی مشغولم، گوشه‌ای از ذهنم را برای تو خالی نگه دارم. شاید یک روز، در پیری، وقتی دنیا آرام‌تر شد، دوباره با هم به سفرهایمان در آسمان‌ها و زیر دریاها برویم. تا آن روز، در آرامش ذهن من آسوده باش. با مهر فراوان، دوست واقعی‌ات (که هنوز کمی از تو را در خود دارد). معرکه یادت نره!😊😉

سوالات مشابه فصل پنجم ریاضی ششم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن