☆Eli...☆

نگارش هشتم. درس 6 نگارش هشتم

دو انشا در مورد : برخاستن از خواب در صبح روستا . برخاستن از خواب در صبح شهر از هر دو تاش میخوام اگه میشه بدام بفرستین سریع.🙃

جواب ها

جواب معرکه

شیدافیروزی

نگارش هشتم

موضوع انشا:مقایسه بیدارشدن درروستاوشهر> هرطلوع، جادویی است که خود را بر صحنه‌ی زندگی می‌گشاید؛ اما این جادو، بسته به مکانی که در آن نفس می‌کشیم، رنگ و بویی دگر دارد. صبح روستا، نغمه‌ای است آرام و ملایم، برخاسته از آغوش طبیعت؛ و صبح شهر، سمفونی‌ای است پرشور و پرطنین، زاده‌ی نبض تپنده‌ی زندگی ماشینی. این دو، دو روی یک سکه‌اند، هر کدام با زیبایی و معنای خاص خود. در روستا، صبح با نرمی و نجوا آغاز می‌شود. نخستین پرتوهای خورشید، نه از میان دودکش‌ها، که از پشت درختان سرسبز یا کوه‌هایی آرام سرک می‌کشند و نوری طلایی و نوازشگر بر پهنه‌ی دشت می‌پاشند. هوا، آمیزه‌ای از عطر خاک نم‌خورده، شبنم روی گلبرگ‌ها و گاهی بوی خوش نان تازه از تنور همسایه است. سکوت، حاکم مطلق این پهنه‌ی آرام است؛ سکوتی که با صدای دلنشین پرندگان، چکاچک آب در جویبار یا بانگ دوردست خروسی شکسته می‌شود و انگار زخمه‌ای بر تار و پود آن می‌نوازد. صبح روستا، دعوت به کند شدن است؛ فرصتی برای تنفس عمیق، شنیدن زمزمه‌ی هستی۷ و حس کردن دوباره‌ی پیوند با طبیعت. اما در شهر، صبح با شتاب و هیاهو از راه می‌رسد. نور خورشید، که گاهی میان ساختمان‌های بلند به سختی راه خود را باز می‌کند، بر آسفالت داغ می‌تابد و سایه‌های کشیده‌ای می‌اندازد. هوا، آمیخته با عطر بنزین، دود خودروها و بوی قهوه‌ی دم‌کشیده از کافه‌هاست. سکوت، واژه‌ای غریب در صبح شهر است؛ چرا که ارکستر بی‌پایان بوق خودروها، غرش موتورها، صدای قدم‌های تند مردم و همهمه و فریاد دستفروشان، سمفونی غالب این صحنه است. صبح شهر، دعوت به دویدن است؛ فرصتی برای پیوستن به جریان زندگی، رقابت و ساختن آینده در دل تپش بی‌وقفه‌ی زمان. 🎀💙🎀💙

سوالات مشابه درس 6 نگارش هشتم