از این ان شاء بنویسید از همیار و... نباشه لایک و تاج می دهم بهتون

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

بیا اینم جوابت تاج یادت نره مشتی ♕^_^
روزی روزگار هیولایی کوچک در حال قدم زدن بود اسم ان هیولا سبزه بود سبزه هیولای خیلی فضولی بود و دائم در حال فضولی کردن در کار دیگران بود او به دوستی نیز اهمیتی نمی داد یکی از روزها سبزه چندتا بچه هیولا دید و با انها دوست شد پس از چند وقت سبزه قرار بود با دوستان جدیدش به مسابقه فوتبال برود انها وسایل خود را جمع کردند و ماه ها تمرین کردند در روز مسابقه کاپیتان تیم که اسمش فرانسیس بود به تمام بازیکنان ابمیوه تازه ای داد که از خارج از شهر هیولایی انها امده بود سبزه که تا به حال از ان ابمیوه ها ندیده بود فکر می کرد این کار باعث دوپینگ می شود پس فکری به ذهنش رسید . اگر او از ان ابمیوه نمی خورد و دوستان خود را به رئیس باشگاه فروخت حتما جایزه بزرگی به او می دادند پس بدون معطلی پیش رئیس باشگاه رفت و ماجرا را تعریف کرد وقتی رئیس باشگاه پیش بازیکنان رسید با عصبانیت سر انها داد زد و انها را نصیحت کرد بعد تصمیم گرفت ابمیوه ها را با خود ببرد وقتی رئیس ابمیوه ها را دید متوجه شد ان ابمیوه ها ابمیوه های عادی هستند خلاصه که تمام نصیحت ها این بار نسیب سبزه شد که چرا بدون پرس و جو امده و گفته انها درحال دوپینگ هستند در نهایت سبزه تنبیه شد و نتوانست در مسابقه شرکت کند و به جز این که جایزه نگرفت دوستانش را نیز از دست داد وقتی به خانه برگشت متوجه شد چقدر زبانش سرخ هست و فهمید این زبان سرخ سر سبز او را بر باد برد معرکه؟ ؟؟

سوالات مشابه درس 6 نگارش هشتم

arima kana · درس 6 نگارش هشتم
arima kana · درس 6 نگارش هشتم
نازنین انصاری · درس 6 نگارش هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم