مادر گاهی نمیتواند سخنانش را بر زبان جاری کند اما چشمهایش . . . !
چشمهایش سخنان زیادی رو درون خود جای داده اند
سخنانی از دلتنگی
سخنانی از زندگی
سخنانی از غم و اندوه
سخنانی از ابراز علاقه و محبت
سخنانی از خسته بودن
سخنانی که مادر را به عمق سیاه چالهی خود فرو برده اند
مادری که با وجود این حجم از سخنان همچون کوه ایستادگی کرده همچون آهو ،دل فریب . همچون آفتاب ، درخشان . همچون ابر، پاک . و . . . .
بقیه اشو خودت بنویس سعی کن از تخیلات کمک بگیری