مقدمه: فصل پاییز از راه رسیده است و روستاییان با نصب دربها و پنجرههای جدید و مقاوم، خود را برای سرمای زمستانی آماده کردهاند. درختان با رنگهای زرد و سرخ، گویی خود را برای خواب زمستانی آماده میکنند. کوهها و مراتع نیز با رنگهای کمرنگشده، نگران سرمای پیشرو هستند.
بدنه: حالا وقت آن است که اهالی این روستای زیبا از تابلوی طبیعی اتاق خود که همان پنجره است، به سوی مناظر خیرهکنندهی پاییزی بنگرند. این نقاشی زیبا، اثر دست خالق هستی است. روستاییان به خوبی میدانند که به جای ترس و نگرانی از سرما و برگریزان درختان، باید از تکتک لحظات پاییز درس زندگی بگیرند و با خوردن میوههای پاییزی لذت ببرند. سقف خانههای کاهگلی نیز برای نگهداری علوفه حیوانات آماده شده است و این صحنهها، جلوهی دیگری از زیبایی را به روستا و چشم گردشگران میبخشد.
نتیجهگیری: چقدر زیبا و آرامشبخش است زندگی در روستا، دور از دغدغههای شهری و خانههای کوچک و متراکم. جایی که میتوان تا افق دوید و در ذهن خود، پرواز را مجسم کرد! پاییز در این روستا نه تنها فصل سرمایی است که باید از آن ترسید، بلکه فصلی است که در آن میتوان از زیباییها و درسهای زندگی بهرهمند شد.