'تابستان سوزان، ایل را به کوچ به ییلاق وادار کرده است. گرمای طاقتفرسا، تنها و جانها را خسته و کسل کرده؛ اسبها در تشنگی، رمق رفتن ندارند و حیوانات اهلی، دیگر توانی برای همراهی با قبیله ندارند. حتی مردان ایل، با ابهت همیشگیشان، زیر آفتاب سوزان، در امان نیستند. پوست تیره و آفتابسوختهشان، گواه تابستانهای داغ بیابان است. مردی با کلاه نمدی سیاه، شاید غافل از آنکه سیاهی، گرما را بیشتر جذب میکند، تفنگی برای حفاظت از ایل به همراه دارد؛
این فک کنم بالاییه