به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
- به نام خداوند خالق جان و اندیشه « شاهنامه را آغاز می کنم » زیرا فقط می توان به نام های خدا فکر کرد و ذهن انسان نمی تواند به ذات و حقیقت خداوند دست یابد.
آرایه: اندیشه و خرد: مراعات نظیر.نکته ی دستوری: درمصراع اول، فعل «آغاز می کنم» به قرینه ی معنوی حذف شده است./ اندیشه: مشتق= (اندیش+ ه).
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
- خداوندی که صاحب نام ها و مکان هاست « اما خودش در یک نام و یک مکان نمی گنجد »، و پروردگاری که به مخلوقات روزی می بخشد و ان هارا راهنمایی می کند.
آرایه ها: تکرار «خ» و «ن»: واج آرایی.نکته ی دستوری: روزی ده و رهنمای= صفت مرکب(صفت فاعلی مرکب مرخم).
خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر
- آفریننده و صاحب ستاره ی کیوان و آسمان گردان، و روشنی بخش ماه و زهره و خورشید.
آرایه ها: کیوان، سپهر، ماه، ناهید و مهرمراعات نظیرنکته ی دستوری: گردان سپهرک ترکیب وصفی مقلوب(سپهر گردان)/ فروزنده: صفت مرکب(فروز+ َ نده)، در اینجا جانشین اسم شده است.
- کیوان: نام دیگر آن «زحل» است و ششمین سیاره ی منظومه ی شمسی به نسبت فاصله از خورشید. کیوان در قدیم به معنی «آسمان» به کار می رفت.
به بینندگان، آفریننده را نبینی، مرنجان دوبیننده را
- تو نمی توانی با دو چشم خودت خداوند را ببینی، پس چشم هایت را آزار نده.
نکته ی دستوری: بینندگان، آفریننده و بیننده: مشتق/ دوبیننده: ترکیب وصفی(دو=صفت شمارشی/ بیننده=هسته).مفهوم: خداوند را نمی توان با حواس مادی دید و درک کرد.
نیابد بدو نیز، اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه
- انسان با فکر و اندیشه ی محدودش نمی تواند ذات خداوندی را که از نام و مکان برتر استف درک کند.
آرایه: راه نیافتن اندیشه: کنایه از درک نکردن اندیشه و خرد.مفهوم: انسان ها نمی توانند عظمت خداوند را درک کنند.
ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را ببایدت بست
- هیچکس نمی تواند آنطور که شایسته است خدا را ستایش کند. بنابر این فقط باید آماده ی بندگی و خدمت به او شوی..
آرایه ها: هست و بست: جناس/ مصراع دوم، تکرار «ب» : واج آرایی.
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
- هرکس که دانا باشد، توانایی هم دارد، انسان دانا می تواند هر کاری انجام دهد. دل انسان پیرف با علم و دانش جوان می شود ( دانش سبب شادابی دل انسان می شود ).:
🔻بامدادی که تفاوت نکندلیل و نهار //// خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
معنی: در صبح زود اول بهار که طول شب و روز آن یکسان است، رفتن به صحرا و تماشاکردن گل های زیبای بهاری، لذت بخش است.
آرایه ها:
لیل و نهار: تضاد
بهار و نهار: جناس
توجه:
تفاوت نکرن لیل و نهار، اشاره به مساوی بودن طول شب و روز در سال دارد که دوباره اتفاق می افتد:
الف) ابتدای بهار
ب) ابتدای پاییزآفرینش همه تنبیه خداوند دل است //// دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
معنی: تمام پدیده های آفرینش برای آگاه کردن انسان های عارف است و اگر کسی وجود خدارا انکار کند و به خدا ایمان نیاورد، ذوق و احساسی ندارد.
آرایه ها:
واج آرایی «د»
که و ب