دوستت

علوم تجربی نهم. فصل10 علوم نهم

بچه هاااااا برسید به دادم واژه ها و کنایه های شعر دور اندیش نهم رو بفرستید تاااااااججج میدم

جواب ها

حورا ایمانی

علوم تجربی نهم

قول میدی که بهم تاج بدی؟چون که خیلی برای فکر کردن و نوشتن زمان زیادی رو صرف کردم معنی و ارایه های ادبی شعر دوراندیشی صفحه 64 فارسی نهم کودکی از جملۀ آزادگان / رفت بُرون با دو سه همزادگان معنی: کودکی از خانواده ی انسان های اصیل و جوانمرد با دو سه نفر از هم سن و سالانش برای بازی کردن بیرون رفت. نکات دستوری: کودکی: ساده («ی» در کودکی نکره است.) / آزادگان و همزادگان: جمع پای چو در راه نهاد آن پسر / پویه همی کرد و درآمد به سر معنی: وقتی آن پسر بچه شروع به دویدن کرد با سر به زمین خورد. آرایه ها: پا و سر: مراعات نظیر / پسر و سر: جناس / پای در راه نهادن: کنایه از راه رفتن/ به سر در آمدن: کنایه از زمین خوردن نکات دستوری: پویه: مشتق (پوی + ه) پایش از آن پویه درآمد زِ دست / مِهر دل و مُهرۀ پشتش شکست معنی: هنگام دویدن، پایش آسیب دید و مهره ی کمرش شکست و ناامید و دل شکسته شد. آرایه ها: پا زدست در آمدن: کنایه از از دست دادن تعادل و زمین خوردن / پا، دست و دل: مراعات نظیر / مهر دل شکست: کنایه از از دست رفتن ذوق شد نفسِ آن دو سه همسال او / تنگ‌تر از حادثۀ حال او معنی: آن دو سه کودک هم سن و سال او به خاطر حادثه ای که برای پسرک پیش آمده بود پریشان شدند و احساس ناراحتی کردند. آرایه ها: تنگ شدن نفس: کنایه از احساس ناراحتی و ترس / حال و سال: جناس نکات دستوری: دو سه هم سال: ترکیب وصفی ( دو و سه: صفت پیشین شمارشی) / تنگ تر: صفت تفضیلی آن که ورا دوست‌ترین بود گفت: / «در بُن چاهیش بباید نهفت معنی: در بین همراهانش کسی که بهترین دوستش بود گفت: باید او را در داخل چاهی عمیق، بیندازیم و پنهان کنیم. نکات دستوری: دوست ترین: صفت عالی / «ـَ ش» در چاهیش: مفعول / و را: مخفف او را تا نشود راز چو روز آشکار / تا نشویم از پدرش شرمسار» معنی: تا اینکه این حادثه مانند روز بر همه آشکار نشود و ما هم پیش پدرش شرمنده نشویم. آرایه ها: راز مانند روز: تشبیه / راز و روز: جناس / واج آرایی حرف «ر» نکات دستوری: چو: حرف اضافه و روز: متمم / «ـَ ش» در پدرش: مضاف الیه عاقبت اندیش‌ترین کودکی / دشمن او بود از ایشان یکی معنی: یکی از بچه هایی که دشمن آن کودک بود، از همه ی آنها آینده نگرتر بود. نکات دستوری: عاقبت اندیش ترین: صفت عالی و از نظر ساخت، مرکّب (پسوند «ترین»، در ساخت کلمه تأثیری ندارد.) گفت: «همانا که در این همرهان / صورت این حال نماند نهان معنی: آن کودک زیرک و آینده نگر گفت: مطمئناً در بین این دوستان همراه، وضعیت این موضوع مخفی نمی ماند و روزی آشکار می شود. نکات دستوری: همرهان: مخفّف همراهان / درین: مخفّف در این چون که مرا زین همه دشمن نهند / تهمت این واقعه بر من نهند» معنی: چون که از میان این بچه ها، من را دشمن او می دانند پس بقیه به من بدگمان می شوند و من را گناهکار می دانند. آرایه ها: مراعات نظیر: دشمن و تهمت نکته دستوری: چون که: حرف ربط مرکب / همه: متمم و ضمیر مبهم / جمله نخست اسنادی است و دشمن مسند است زی پدرش رفت و خبردار کرد / تا پدرش چارۀ آن کار کرد معنی: به سوی پدر کودک آسیب دیده رفت و او را از ماجرا آگاه کرد تا پدرش چاره ای برای آن کار بیندیشد. آرایه ها: تکرار حرف «ر»: واج آرایی نکات دستوری: زی (به سوی): حرف اضافه / «ـَ ش» در پدرش: مضاف الیه / خبردار: مرکّب / «او را» در جمله خبردار کرد حذف شده است. هر که در او جوهر دانایی است / بر همه چیزش توانایی است معنی: هر کسی که در وجودش آگاهی و هوشیاری و فهم درست باشد توانایی انجام هر کاری را دارد. آرایه ها: در، بر و هر: جناس نکات دستوری: هر: صفت مبهم / که ( کس که ): نهاد / در : حرف اضافه / او: متمم / جوهر : نهاد / دانایی: مضاف الیه / است: فعل غیر اسنادی / بر: حرف اضافه / همه: صفت مبهم / چیزی: متمم / ش: متمم یا مضاف الیه / توانایی: نهاد / است: فعل غیر اسنادی دشمنِ دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بود معنی: دشمن دانایی که باعث اندوه و ناراحتی انسان باشد، از دوست نادان بهتر است. آرایه ها: دشمن و دوست : تضاد / دانا و نادان: تضاد / این بیت یک ضرب المثل است. / واج آرایی حرف « ن » در بیت. نکات دستوری: بیت از سه جمله تشکیل شده است. [۱- دشمن دانا که غم جان باشد ۲- بهتر است ۳- از دوستی نادان است] / بهتر: صفت تفضیلی و مسند معنی کلمات سخت شعر دوراندیشی فارسی کلاس نهم از جمله: از گروه آزادگان: ج آزاده، اصیل و نجیب همزادگان: جمع همزاد، همسن و سال ها جمله: گروه، مجموعه پویه کردن: دویدن مهر: علاقه، عشق مهره ی پشت: ستون فقرات برون: بیرون بن: نه، عمق شرمسار: سرافکنده، شرمنده تهمت: گمان بد، نسبت ناروا دادن به کسی همسال: هم سن و سال نهفت: پنهان کرد عاقبت اندیش: آینده نگر همانا: بی گمان، یقیناً نهند: بی شمار می آورند واقعه: اتفاق، حادثه زی: به سوی جوهر: اصل جوهر دانایی: اصل و اساس آگاهی و هوشیاری درآمد ز دست: آسیب دید درآمد به سر: کنایه از به زمین خورد و کنترلش را از دست داد تاریخ ادبیات شعر دوراندیشی فارسی نهم نظامی گنجوی بزرگترین داستان سرای قرن ششم است. از دانش های روزگار خویش همانند نجوم و اطلاعات اسلامی و زبان عرب نیز آگاهی داشته است. اثر شناخته شده ی وی خمسه است که در گروهی داستان های غنایی می باشد. مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه از آثار نظامی گنجوی می باشند. اسکندرنامه شامل دو دفتر است: شرفنامه و اقبالنامه. وی از دیدگاه تخیل و توانایی وصف به ویژه در زمینه های غنایی و عاطفی بسیار تواناست. در داستان پردازی نیز استادی توانا و ماهر است. وی در شهر گنجه درگذشت. در کتاب هایش پادشاهان زمان خود را مدح کرده است. نکته: نظامی گنجوی را نباید با نظامی عروضی سمرقندی که البته وی نیز شاعر همین قرن است. اشتباه گرفت.

سوالات مشابه فصل10 علوم نهم