قول میدی که بهم تاج بدی؟چون که خیلی برای فکر کردن و نوشتن زمان زیادی رو صرف کردم
معنی و ارایه های ادبی شعر دوراندیشی صفحه 64 فارسی نهم
کودکی از جملۀ آزادگان / رفت بُرون با دو سه همزادگان
معنی: کودکی از خانواده ی انسان های اصیل و جوانمرد با دو سه نفر از هم سن و سالانش برای بازی کردن بیرون رفت.
نکات دستوری: کودکی: ساده («ی» در کودکی نکره است.) / آزادگان و همزادگان: جمع
پای چو در راه نهاد آن پسر / پویه همی کرد و درآمد به سر
معنی: وقتی آن پسر بچه شروع به دویدن کرد با سر به زمین خورد.
آرایه ها: پا و سر: مراعات نظیر / پسر و سر: جناس / پای در راه نهادن: کنایه از راه رفتن/ به سر در آمدن: کنایه از زمین خوردن
نکات دستوری: پویه: مشتق (پوی + ه)
پایش از آن پویه درآمد زِ دست / مِهر دل و مُهرۀ پشتش شکست
معنی: هنگام دویدن، پایش آسیب دید و مهره ی کمرش شکست و ناامید و دل شکسته شد.
آرایه ها: پا زدست در آمدن: کنایه از از دست دادن تعادل و زمین خوردن / پا، دست و دل: مراعات نظیر / مهر دل شکست: کنایه از از دست رفتن ذوق
شد نفسِ آن دو سه همسال او / تنگتر از حادثۀ حال او
معنی: آن دو سه کودک هم سن و سال او به خاطر حادثه ای که برای پسرک پیش آمده بود پریشان شدند و احساس ناراحتی کردند.
آرایه ها: تنگ شدن نفس: کنایه از احساس ناراحتی و ترس / حال و سال: جناس
نکات دستوری: دو سه هم سال: ترکیب وصفی ( دو و سه: صفت پیشین شمارشی) / تنگ تر: صفت تفضیلی
آن که ورا دوستترین بود گفت: / «در بُن چاهیش بباید نهفت
معنی: در بین همراهانش کسی که بهترین دوستش بود گفت: باید او را در داخل چاهی عمیق، بیندازیم و پنهان کنیم.
نکات دستوری: دوست ترین: صفت عالی / «ـَ ش» در چاهیش: مفعول / و را: مخفف او را
تا نشود راز چو روز آشکار / تا نشویم از پدرش شرمسار»
معنی: تا اینکه این حادثه مانند روز بر همه آشکار نشود و ما هم پیش پدرش شرمنده نشویم.
آرایه ها: راز مانند روز: تشبیه / راز و روز: جناس / واج آرایی حرف «ر»
نکات دستوری: چو: حرف اضافه و روز: متمم / «ـَ ش» در پدرش: مضاف الیه
عاقبت اندیشترین کودکی / دشمن او بود از ایشان یکی
معنی: یکی از بچه هایی که دشمن آن کودک بود، از همه ی آنها آینده نگرتر بود.
نکات دستوری: عاقبت اندیش ترین: صفت عالی و از نظر ساخت، مرکّب (پسوند «ترین»، در ساخت کلمه تأثیری ندارد.)
گفت: «همانا که در این همرهان / صورت این حال نماند نهان
معنی: آن کودک زیرک و آینده نگر گفت: مطمئناً در بین این دوستان همراه، وضعیت این موضوع مخفی نمی ماند و روزی آشکار می شود.
نکات دستوری: همرهان: مخفّف همراهان / درین: مخفّف در این
چون که مرا زین همه دشمن نهند / تهمت این واقعه بر من نهند»
معنی: چون که از میان این بچه ها، من را دشمن او می دانند پس بقیه به من بدگمان می شوند و من را گناهکار می دانند.
آرایه ها: مراعات نظیر: دشمن و تهمت
نکته دستوری: چون که: حرف ربط مرکب / همه: متمم و ضمیر مبهم / جمله نخست اسنادی است و دشمن مسند است
زی پدرش رفت و خبردار کرد / تا پدرش چارۀ آن کار کرد
معنی: به سوی پدر کودک آسیب دیده رفت و او را از ماجرا آگاه کرد تا پدرش چاره ای برای آن کار بیندیشد.
آرایه ها: تکرار حرف «ر»: واج آرایی
نکات دستوری: زی (به سوی): حرف اضافه / «ـَ ش» در پدرش: مضاف الیه / خبردار: مرکّب / «او را» در جمله خبردار کرد حذف شده است.
هر که در او جوهر دانایی است / بر همه چیزش توانایی است
معنی: هر کسی که در وجودش آگاهی و هوشیاری و فهم درست باشد توانایی انجام هر کاری را دارد.
آرایه ها: در، بر و هر: جناس
نکات دستوری: هر: صفت مبهم / که ( کس که ): نهاد / در : حرف اضافه / او: متمم / جوهر : نهاد / دانایی: مضاف الیه / است: فعل غیر اسنادی / بر: حرف اضافه / همه: صفت مبهم / چیزی: متمم / ش: متمم یا مضاف الیه / توانایی: نهاد / است: فعل غیر اسنادی
دشمنِ دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بود
معنی: دشمن دانایی که باعث اندوه و ناراحتی انسان باشد، از دوست نادان بهتر است.
آرایه ها: دشمن و دوست : تضاد / دانا و نادان: تضاد / این بیت یک ضرب المثل است. / واج آرایی حرف « ن » در بیت.
نکات دستوری: بیت از سه جمله تشکیل شده است. [۱- دشمن دانا که غم جان باشد ۲- بهتر است ۳- از دوستی نادان است] / بهتر: صفت تفضیلی و مسند
معنی کلمات سخت شعر دوراندیشی فارسی کلاس نهم
از جمله: از گروه
آزادگان: ج آزاده، اصیل و نجیب
همزادگان: جمع همزاد، همسن و سال ها
جمله: گروه، مجموعه
پویه کردن: دویدن
مهر: علاقه، عشق
مهره ی پشت: ستون فقرات
برون: بیرون
بن: نه، عمق
شرمسار: سرافکنده، شرمنده
تهمت: گمان بد، نسبت ناروا دادن به کسی
همسال: هم سن و سال
نهفت: پنهان کرد
عاقبت اندیش: آینده نگر
همانا: بی گمان، یقیناً
نهند: بی شمار می آورند
واقعه: اتفاق، حادثه
زی: به سوی
جوهر: اصل
جوهر دانایی: اصل و اساس آگاهی و هوشیاری
درآمد ز دست: آسیب دید
درآمد به سر: کنایه از به زمین خورد و کنترلش را از دست داد
تاریخ ادبیات شعر دوراندیشی فارسی نهم
نظامی گنجوی بزرگترین داستان سرای قرن ششم است. از دانش های روزگار خویش همانند نجوم و اطلاعات اسلامی و زبان عرب نیز آگاهی داشته است. اثر شناخته شده ی وی خمسه است که در گروهی داستان های غنایی می باشد.
مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه از آثار نظامی گنجوی می باشند. اسکندرنامه شامل دو دفتر است: شرفنامه و اقبالنامه. وی از دیدگاه تخیل و توانایی وصف به ویژه در زمینه های غنایی و عاطفی بسیار تواناست. در داستان پردازی نیز استادی توانا و ماهر است. وی در شهر گنجه درگذشت. در کتاب هایش پادشاهان زمان خود را مدح کرده است.
نکته: نظامی گنجوی را نباید با نظامی عروضی سمرقندی که البته وی نیز شاعر همین قرن است. اشتباه گرفت.