مقدمه:
در جامعه امروز، بیکار به کسی گفته میشود که شغل و درآمد ثابت ندارد و به همین دلیل زندگی او با سختی میگذرد.
بدنه:
وقتی کسی بیکار است برای گذران زندگی به کارهای مختلفی روی میآورد؛ مثل دستفروشی، واکسزدن کفش، کار نیمهوقت در میوهفروشی، کار ساختمانی یا کار در کارگاههایی که بیمه ندارند. این نوع کارها آیندهساز نیستند و فرد همچنان نوعی بیکار به حساب میآید.
فرد بیکار همیشه آرزو دارد شغل ثابت و حقوق مناسب داشته باشد تا بتواند برای آیندهاش برنامهریزی کند، ازدواج کند و در دوران پیری پشتوانهای داشته باشد. دغدغههای زیاد ممکن است او را به مسیرهای نادرست بکشاند. به همین دلیل دولت باید با امکانات موجود شغل ایجاد کند، چون بهترین سرگرمی و آرامش برای جوانان، داشتن کار مناسب است.
نتیجهگیری:
دولتها باید با ایجاد بیمه بیکاری و دادن وامهای اشتغالزایی، شرایطی فراهم کنند تا جوانان بدون نگرانی برای آینده زندگی کنند و در دوران پیری از زندگی خود رضایت داشته باشند
..مقدمه:
در جامعه امروزی ما بیکار به کسی اطلاق (گفته) می شود دارای هیچ شغل و کار مشخصی نیست و به تبع آن درآمدی نیز ندارد و زندگی او به سختی و مشقت می گذرد.
بدنه:
وقتی شخصی بیکار است راههای گوناگونی را برای امرار معاش خود انتخاب می کند، مانند دست فروشی سر چهار راه ها، کارهایی مانند واکس زدن کفش، کار در میوه فروشی به صورت نیمه وقت یا کارهای ساختمانی یا کارهایی که در کارگاههایی انجام می شود که تحت پوشش هیچ نوع بیمه ای نیستند. بنابراین، این افراد هم به نوعی بیکار تلقی می شوند زیرا نیازشان را فقط در زمان حال بر طرف می کنند و برای آینده برنامه و پشتوانه ای ندارند.
یک فرد بیکار همیشه به این فکر می کند که اگر جایی مشغول به کار بود و شغل دایم داشت و حقوق ماهیانه مناسبی هم دریافت می کرد می توانست برای آیندهاش برنامه ریزی کند و به زندگیاش سروسامان دهد، ازدواج کند و صاحب خانواده شود و برای روزگار پیری و ناتوانی نیز اندوخته ای داشته باشد که او را از دیگران بی نیاز سازد.
فرد بیکار همیشه افق دیدش فراتر از زمان حال است و دغدغه هایش هم بسیار می باشد و همین دغدغه ممکن است او را در مسیرهای مختلفی قرار دهد که بعضی از این مسیرها هم ممکن است او را به بیراهه بکشاند. این وظیفه دولت ها است که با توجه به امکانات مادی و معنوی جامعه، در جامعه شغل ایجاد کند و جوانان را سر گرم کند. زیرا برای یک جوان بهترین سرگرمی کار است و شیطان برای افراد بیکار کار درست میکند و ممکن است آنان را راهی دیار ناامیدی کند که عاقبت خوبی هم ندارد.
نتیجه گیری:
دولتها باید با برقراری بیمه بیکاری تا زمانی که فرد مورد نظر کاری پیدا کند و یا با پرداخت وامهای اشتغال زایی برای بیکاران برای جوانان بستر مناسبی فراهم آورد تا آنان در مورد آینده نگرانی نداشته باشند و هنگامی که به سن پیری و ناتوانی رسیدند از عمری که گذراندهاند راضی و خرسند باشند. به امید آن روز
دوتا برات فرستادم اولی ساده تره