hadia faramarzi

نگارش دوازدهم. درس2 نگارش دوازدهم

انشاه صفحه 38دوازدهم انسانی 💔🥲

جواب ها

جواب معرکه

sajad

نگارش دوازدهم

صبح سرد و سپید زمستان آرام از دل تاریکی برمی‌خاست. برفِ شب گذشته همچون پتویی نرم روی بام‌ها نشسته بود و سکوتی عمیق بر کوچه جاری بود؛ سکوتی که تنها با صدای آرام فرو ریختن دانه‌های تازه برف شکسته می‌شد. هوا بوی تازگی می‌داد، بویی که انگار از دوردست‌های یخ‌زده آمده باشد و گونه‌ها را با سوزی لطیف بیدار کند. درختان پیر کنار خیابان قامت خم کرده بودند و شاخه‌هایشان زیر سنگینی سپیدی لرزشی آرام داشت. هر گامی که برداشته می‌شد، صدای خش‌خش برف در زیر پا، گرمایی عجیب در دل می‌نشاند؛ گویی سرمای زمستان می‌خواست با هر قدم، داستان تازه‌ای را نجوا کند. پنجره خانه‌ها از بخار نفس‌های گرم ساکنان مه گرفته بود و نور زرد چراغ‌ها، برف‌های انباشته را همچون دانه‌های طلا درخشان‌تر نشان می‌داد. آن صبح زمستانی، با همه سردی‌اش، حسی از آرامش و آغاز را در دل می‌نشاند؛ گویی جهان برای لحظاتی کوتاه مکث کرده باشد تا انسان نفسی عمیق بکشد و از زیبایی ساده و ساکت فصل لذت ببرد.
Zahra.masoud.7887

نگارش دوازدهم

ی انشا در جواب سوال کاربر هستی مرزبانی فرستادم اگه ب کارت بیاد میتونی استفاده کنی

سوالات مشابه درس2 نگارش دوازدهم