محمد ماهان محرابی

نگارش دهم. درس5 نگارش دهم

سلام کسی انشا صفحه۸۰ رو لطفاً بفرستید معرکه و فالو میکنم

جواب ها

جواب معرکه

mortezâ

نگارش دهم

درود لازم نیست کاری کنی و بفرمایید موضوع: باران عصرگاهی باران می‌بارد، اما من آن را فقط بارشِ ساده‌ی آب نمی‌بینم. قطره‌ها را جانشین واژه‌هایی می‌کنم که آسمان سال‌ها در گلویش نگه داشته بود. هر قطره، هجایی خیس است که روی پوست شهر می‌نشیند و پیش از آن‌که خوانده شود، حل می‌شود. خیابان دیگر خیابان نیست؛ دفتری باز است که سطرهایش با آب نوشته می‌شوند. آسفالت، صفحه‌ای تیره است و ردِ قدم‌ها امضاهای محوی‌اند پایِ جمله‌های ناتمام. چاله‌های کوچک، چشم‌هایی هستند که تصویر آسمان را تمرین می‌کنند؛ انگار زمین برای لحظه‌ای می‌خواهد شبیه بالا باشد. چترم سقف خانه‌ای سیار می‌شود؛ پناهگاهی گرد که مرز میان من و جهان را مشخص می‌کند. صدای برخورد قطره‌ها روی آن، تیک‌تاک ساعتی‌ست که زمان را نرم‌تر می‌شمارد؛ ساعتی که عقربه‌هایش از جنس صبرند. آدم‌ها را دیگر رهگذر نمی‌بینم؛ هرکدام پاراگرافی از داستانی بلندند. مردی که یقه‌اش را بالا زده، شاید جمله‌ای اعتراضی باشد. زنی که آرام قدم می‌زند، شاید استعاره‌ای از پذیرش. چراغ‌های ماشین‌ها، ستاره‌هایی می‌شوند که اشتباهی به زمین افتاده‌اند و حالا روی صفحه‌ی خیسِ شهر می‌لغزند. در این جانشین‌سازی، خیس شدن ناراحتی نیست؛ نوعی خواندن است، نوعی فهمیدنِ بی‌صدا. انگار در دلِ کتابی قدم می‌زنم که نویسنده‌اش آسمان است و هر صفحه‌اش با لمس پاهای من ورق می‌خورد. وقتی باران بند می‌آید، حس می‌کنم کتاب برای لحظه‌ای بسته شده؛ اما واژه‌هایش هنوز روی شانه‌هایم باقی مانده‌اند.

سوالات مشابه درس5 نگارش دهم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام