نهاد
برای پیدا کردن نهاد به اوّلِ فعل، «چه چیزی؟» یا «چه کسی؟» اضافه می کنیم و نهاد
را به دست می آوریم؛ مانند:
درویش، آخرتش را به دنیا دربازد.=چه کسی دربازد؟درویش ، نهاد است
راه شناخت مفعول: به اول فعل، (چه چیز را؟ یا چه کسی را؟) اضافه
می کنیم، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در جواب (چه چیز را؟)
یا (چه کس را؟) می آید؛ مانند:
خوب جهان را ببین ← چه چیز را ببین؟ ← جهان را ← جهان = مفعول
متمم
متمم مانند نهاد، مفعول، مسند یکی از نقش های دستوری است که توضیحی بیشتر
درباره جمله می دهد.
* متمم بعد از حرف اضافه قرار می گیرد؛ مانند: «دل شود گر به علم بیننده».
به «حرف اضافه» علم «متمم».
- حروف اضافه عبارتند از: به، با، بی، بدون، مگر (= به معنی جز)، از بهر، بهرِ، برایِ، از برایِ، سویِ، به سویِ، ا
ندر، به منظورِ، ب وسیله یِ، به سانِ، به کردارِ، مانند، همانند، همچو، همچون؛
- گاهی قبل و بعد متمم حرف اضافه می آید؛ مثل:
مهتری گر به کام شیر در، است.← به «حرف اضافه» ، کام شیر «گروه متممی» ،
در «حرف اضافه».
گاهی حرف «را» به معنی «از» ، «به» ، «برای» به کار می رود؛ در این صورت،
اغلب واژه ی قبل از «را» متمم می شود؛ مثل:
لیکن چنان مگو صبا را خبر شود.← صبا «متمم» ، را (= به) حرف اضافه (به صبا)
بفرما تاج فراموش نشه