سلام متن عکس رو کپی کردم دادم به گپ جی پی تی چیزای که گفت..
زمانی که بطنها به انقباض در میایند دریچه های دهلیزی بطنی بسته میشوند و دریچه های سینی باز میشوند.
درست. این جمله صحیح است. هنگام انقباض بطنها، فشار داخل بطنها افزایش مییابد و این فشار باعث بسته شدن دریچههای دهلیزی-بطنی (شامل میترال و سهلختی) میشود تا از برگشت خون به دهلیزها جلوگیری کند. همزمان، این فشار باعث باز شدن دریچههای سینی (آئورت و پولمونری) شده و خون را به سمت شریانها هدایت میکند.
۲. دریچههای میترال و سه لختی فقط به سمت بطنها باز میشوند و در جهت مخالف بسته میشوند.
درست. این جمله نیز صحیح است. این دریچهها طوری طراحی شدهاند که خون از دهلیز به بطن جریان یابد (یعنی فقط به سمت بطنها باز میشوند) و در زمان انقباض بطنها، از برگشت خون به دهلیز جلوگیری کنند (یعنی در جهت مخالف بسته میشوند).
۳. دریچه های سینی همانند دریچه سه لختی دارای سه بخش قطعه هستند.
نادرست. دریچه سینی آئورت و دریچه سینی پولمونری هر کدام دارای سه لت (یا تیغه) هستند، در حالی که دریچه سهلختی (تریکاسپید) دارای سه لت و دریچه میترال (دریچه دولختی یا بایکاسپید) دارای دو لت است. بنابراین، دریچههای سینی و دریچه سهلختی هر دو سه لت دارند، اما اینکه گفته شده “همانند دریچه سه لختی” و منظور مقایسه با آن باشد، جمله تا حدی گمراهکننده است. اگر منظور این بوده که هر دو نوع دریچه (سینی و سهلختی) سه لت دارند، آنگاه درست است. اما اگر منظور این بوده که دریچه سینی دقیقاً مانند دریچه سهلختی در ساختار است، این صحیح نیست چون تعداد لتها در مقایسه با دریچه میترال اهمیت پیدا میکند. با توجه به جمله بعدی شما، ظاهراً منظور مقایسه تعداد لتها بوده و در این صورت، جمله درست است
صدای اول قلب همزمان با شروع انقباض بطنها شنیده میشود و مربوط به بسته شدن دریچه های سینی است.
نادرست. صدای اول قلب (S1 یا “Love”) همزمان با شروع انقباض بطنها شنیده میشود، اما مربوط به بسته شدن دریچههای دهلیزی-بطنی (میترال و سهلختی) است، نه دریچههای سینی. بسته شدن دریچههای سینی، صدای دوم قلب (S2 یا “Dub”) را ایجاد میکند.
۵. صدای دوم قلب نسبت به صدای اول کوتاهتر و واضحتر می باشدم.
نادرست. صدای دوم قلب (S2) معمولاً کوتاهتر و واضحتر از صدای اول قلب (S1) است، اما خود جمله بیان کرده “نسبت به صدای اول کوتاهتر و واضحتر می باشدم” که فعل آن کمی نا مفهوم است. اگر منظور این بوده که صدای دوم کوتاهتر و واضحتر از صدای اول است، آنگاه این جمله درست است. با فرض این تفسیر، پاسخ “درست” است.
همزمان با شروع استراحت بطنها صدای دوم قلب شنیده میشود در سطح پشتی قلب رگهای کروتری به صورت مورب و در سطح جلویی به صورت عمودی قرار گرفته اندا طناب ارتجاعی متصل به دریچه های میترال و سه لختی مانع باز شدن این دریچه به سمت دهلیز در هنگام انقباض بطنها میا شوند.
نادرست. این جمله ترکیبی از چند بخش است که بخش اول آن درست و بخشهای دیگر نادرست یا نامرتبط هستند:
“همزمان با شروع استراحت بطنها صدای دوم قلب شنیده میشود”: این بخش درست است. صدای دوم قلب (S2) با پایان سیستول بطنی و شروع دیاستول بطنی، یعنی با بسته شدن دریچههای سینی، شنیده میشود.
“در سطح پشتی قلب رگهای کروتری به صورت مورب و در سطح جلویی به صورت عمودی قرار گرفته اند”: این جمله در مورد رگهای کرونری (عروق تغذیه کننده خود قلب) درست نیست. رگهای کرونری الگوی مشخصی برای تغذیه عضله قلب دارند و توصیف “مورب” در پشت و “عمودی” در جلو، توصیف دقیقی نیست.
“طناب ارتجاعی متصل به دریچه های میترال و سه لختی مانع باز شدن این دریچه به سمت دهلیز در هنگام انقباض بطنها میشوند”: این بخش نادرست است. طنابهای ارتجاعی (chordae tendineae) و عضلات پاپیلاری به همراه دریچههای دهلیزی-بطنی، از برگشت دریچهها به سمت دهلیز در هنگام انقباض بطنها جلوگیری میکنند، نه اینکه مانع باز شدن آنها به سمت دهلیز شوند. این دریچهها در زمان انقباض بطنها باید بسته بمانند تا از برگشت خون جلوگیری کنند، و طنابهای ارتجاعی به حفظ این بسته بودن کمک میکنند.
بطن چپ و راست قلب را می توان با لمس کردن ماهیچه قلبی تشخیص داده خارجی ترین لایه از دیواره قلب لایه ایی کارد می باشد که عمدتا از بافت پیوندی رشته ای می باشد.
نادرست.
“بطن چپ و راست قلب را می توان با لمس کردن ماهیچه قلبی تشخیص داده”: تشخیص بطن چپ و راست صرفاً با لمس کردن ماهیچه قلبی دشوار است و معمولاً نیاز به بررسیهای دقیقتر (آناتومیکال یا تصویربرداری) دارد. تفاوت اصلی در ضخامت دیواره بطن چپ (که ضخیمتر است) است، اما تشخیص صرف با لمس ممکن نیست.
“خارجی ترین لایه از دیواره قلب لایه ایی کارد می باشد که عمدتا از بافت پیوندی رشته ای می باشد”: خارجیترین لایه دیواره قلب، اپیکارد (Epicardium) یا همان لایه بیرونی پریکارد است. لایهای که از بافت پیوندی رشتهای تشکیل شده و روی عضله قلب قرار دارد، پریکارد (Pericardium) است که خود از دو لایه (لایه جداری و لایه احشایی) تشکیل شده. لایه “کاردی” (Cardi) به معنی قلبی است و دقیق نیست. لایه میانی (که عضله قلب است) میوکاردیوم (Myocardium) نام دارد و لایه داخلی اندوکارد (Endocardium) است. لایه اپیکارد (بخشی از پریکارد) خارجیترین لایه ظاهری قلب است. جمله شما بین لایههای دیواره قلب و لایه پوشاننده خارجی (پریکارد) ترکیب ایجاد کرده است.
لایه پریکارد قلب از یک طرف به سطح داخلی قفسه سینه متصل است و از سمت دیگر با مایع آبشامه ای در تماس است.
نادرست. لایه پریکارد، کیسهای غشایی است که قلب را احاطه کرده است. پریکارد به طور مستقیم به سطح داخلی قفسه سینه متصل نیست، بلکه توسط رباطها و بافت همبند در جای خود نگه داشته میشود. همچنین، لایه داخلی پریکارد (لایه احشایی) با سطح خارجی عضله قلب (اپیکارد) در تماس است و بین دو لایه پریکارد (جداری و احشایی)، مایع پریکارد (مایع آبشامهای) وجود دارد که به روان شدن حرکت قلب کمک میکند. بنابراین، لایه پریکارد خودش در تماس مستقیم با مایع آبشامهای نیست، بلکه مایع بین لایههای پریکارد قرار دارد.
۹. در لایه ایی کارد قلب مقداری بافت چربی و رگهای خون وجود دارده.
نادرست. این جمله به احتمال زیاد به لایه اپیکارد (که لایه سطحی عضله قلب و خارجیترین بخش دیواره قلب است) اشاره دارد. اپیکارد حاوی بافت چربی و عروق کرونری (رگهای خونی که عضله قلب را تغذیه میکنند) است. کلمه “ایکارد” به تنهایی معنی دقیقی در این زمینه ندارد و احتمالاً اشتباه تایپی یا ترجمهای است. اگر منظور اپیکارد باشد، جمله درست است.
مایع ابشامهای به حرکت روان قلب کمک میا کند و حکم ضربه گیر نیز دارد.
درست. این جمله کاملاً صحیح است. مایع پریکارد (که به آن مایع آبشامهای نیز گفته میشود) که بین دو لایه پریکارد قرار دارد، به عنوان روانکننده عمل کرده و اصطکاک بین قلب و ساختارهای اطراف را کاهش میدهد و همچنین به عنوان ضربهگیر عمل کرده و از قلب در برابر ضربات ناگهانی محافظت میکند.
۱۱. در لایه میوکارد قلب فقط سلولهای ماهیچه ای قلبی مشاهده میشوند که باعث انقباض قلب میشونده.
نادرست. لایه میوکارد (عضله قلب) عمدتاً از سلولهای ماهیچهای قلبی تشکیل شده است که مسئول انقباض هستند، اما تنها عنصر موجود در آن نیستند. میوکارد همچنین حاوی بافت همبند، رگهای خونی، عصبها و سیستم هدایت الکتریکی قلب (شامل سلولهای تخصصی مانند گره SA و AV) است.
اسکلت فیبری فقط در لایه میوکارد قلب در بین سلولهای ماهیچه قلبی وجود دارد و بخشی از آن وارد دریچه ها نیز میشود. همه سلولهای ماهیچهای در لایه میوکارد قلب به اسکلت فیبری متصل بوده و استحکام می یابنده.
نادرست. اسکلت فیبری قلب (Fibrous skeleton of the heart) ساختاری از بافت همبند متراکم است که در اطراف دریچههای قلبی (آئورت، پولمونری، میترال، سهلختی) و در پایه دهلیزها و بطنها قرار دارد. این اسکلت به عنوان یک عایق الکتریکی بین دهلیزها و بطنها عمل میکند و همچنین به عنوان نقطه اتصال برای لتهای دریچهها و فیبرهای عضلانی عمل کرده و استحکام قلب را افزایش میدهد. این اسکلت فقط در لایه میوکارد نیست، بلکه بیشتر در محل اتصال دهلیز به بطنها و اطراف دریچهها قرار گرفته و به طور مستقیم با میوکارد در ارتباط است، اما محدود به آن نیست.
نازکترین لایه دیواره قلب در تماس مستقیم با خون می باشدم سطح خارجی دریچه های قلب از لایه اندوکارد و مرکز آنها از بافت پیوندی رشته ای تشکیل شده استر.
درست.
“نازکترین لایه دیواره قلب در تماس مستقیم با خون می باشد”: این بخش درست است. نازکترین لایه دیواره قلب، اندوکارد (Endocardium) است که سطح داخلی حفرههای قلب و دریچهها را میپوشاند و در تماس مستقیم با خون داخل قلب قرار دارد.
“سطح خارجی دریچه های قلب از لایه اندوکارد و مرکز آنها از بافت پیوندی رشته ای تشکیل شده است”: این بخش نادرست است. سطح داخلی و خارجی دریچهها (که در تماس با خون هستند) توسط اندوکارد پوشیده شده است. مرکز دریچهها (بافت اصلی لت دریچه) از بافت همبند رشتهای تشکیل شده است. بنابراین، سطح داخلی و خارجی دریچه توسط اندوکارد پوشیده شده و مرکز آن از بافت همبند است. جمله شما ترکیب کرده و کمی گیجکننده است. اگر منظور این بوده که سطح داخلی و خارجی در تماس با خون اندوکارد است و خود ساختار مرکزی دریچه بافت همبند است، آنگاه درست است. اما بیان “سطح خارجی دریچه های قلب از لایه اندوکارد” صحیح نیست، زیرا اندوکارد سطح داخلی را میپوشاند.