نگین کدیور

نگارش نهم. درس 8 نگارش نهم

موضوع انشایی که باید بنویسید درختی را با ویژگی های زیر تصور کنید و متنی درباره آن بنویسید پا در هواست، ریشه هایش در ابر فرو رفته است، شاخه هایش روی زمین گسترده است بچه ها انشا سریع برام بفرستین ۱۲خط باشه به کمکتون نیاز دارم

جواب ها

نرگس

نگارش نهم

ما هم همین رو گفتن برای انشا

جواب معرکه

عسل ناز

نگارش نهم

درختِ وارونه: رقص ریشه‌ها در آسمان در جهانی که مفاهیم گاه واژگون می‌شوند، درختی سر برآورده که گویی قوانین طبیعت را به سخره گرفته است. تنهٔ آن، استوار و با شکوه، در فضایی معلق ایستاده است؛ “پا در هوا”. نه خاکی زیر پایش حس می‌کند و نه آسمانی بر فرازش. این تنهٔ بی‌ریشه، خود نمادی از وجودی است که گویی از تعلقات زمینی بریده و در خلاء معلق مانده است. اما شگفتی این درخت به همین‌جا ختم نمی‌شود. ریشه‌هایش، که معمولاً در دل خاک به دنبال تغذیه و استواری می‌گردند، در اینجا مسیری معکوس را پیموده‌اند. آن‌ها به جای زمین، در “ابرها فرو رفته‌اند”. این ریشه‌های آسمانی، نه از رطوبت خاک، که از مهربانی ابرها، از نور پراکندهٔ خورشید که از میانشان می‌گذرد، و شاید از نجواهای باد که در لابه‌لایشان می‌پیچد، تغذیه می‌کنند. این تصویر، استعاره‌ای زیبا از جستجوی حقیقت در قلمرویی فراتر از محسوسات است؛ تلاشی برای یافتن دانایی و بصیرتی که در لایه‌های لطیف و گذرا همچون ابرها پنهان شده است. و اما شاخه‌ها… شاخه‌های این درختِ وارونه، بر خلاف انتظار، نه به سوی آسمان که به سویزمین گسترده شده‌اند. گویی تمام تجربیات، آموخته‌ها و عصارهٔ زیستِ خود را که از ابرهای دانش و معلق بودن در هوا یافته، به زمین باز می‌گردانند. این شاخه‌ها، که چون بازوان سخاوتمندی بر پهنهٔ زمین کشیده شده‌اند، سایه‌ای خنک و آرامش‌بخش می‌افکنند. میوه‌هایشان، اگر میوه‌ای داشته باشند، شاید دانشی است که از ابرها چیده‌اند و بذرهایی است که به زمین می‌پاشند تا در دل خاکِ آماده، ریشه‌های جدیدی بدوانند و چرخه‌ای نو را آغاز کنند. این درختِ وارونه، درختی است از جنس تضادها و پارادوکس‌ها. نمادی است از وجودی که ریشه‌هایش در افلاک است و ثمراتش بر زمین. شاید یادآوری‌ای است برای ما که حقیقت را گاه باید در جایی فراتر از زمین جستجو کرد، و آموخته‌هایمان را، هرچند در فضایی نامتعارف به دست آورده باشیم، باید در نهایت به سودِ همین دنیای زمینی به کار گیریم. این درخت، تصویری است از دانایی که از معنویت تغذیه می‌کند و در عمل، به زمینیان خدمت می‌رساند. تاج؟؟؟؟ درختِ نا‌کجا‌آباد تصور کن درختی را که نه بر خاک، که بر بسترِ رویاها ریشه دوانده است. تنه‌اش، چون ستونی از نور، در هوا معلق است و پا در هوا دارد، گویی از زمین گسسته و به آسمان پیوسته. اما این گسست، نه از جنس جدایی، که از جنس پیوند است؛ چرا که ریشه‌هایش، نه در دل خاک، که در دل ابرهای سپید و پنبه‌گون فرو رفته‌اند. این ریشه‌های آسمانی، از شبنمِ مهتاب و شب‌بویِ سحرگاه تغذیه می‌کنند و عصاره‌ی لطافتِ ابرها را در جانِ درخت می‌دمند. و اما شاخه‌ها… شاخه‌هایی که وارثِ زمینیِ این درختِ بی‌مانندند. این شاخه‌ها، نه بر فرازِ سر، که بر رویِ زمین گسترده شده‌اند؛ گویی دستی نوازشگرند که به زمین کشیده شده‌اند تا آرامشِ آسمان را به دشت‌ها و دمن‌ها هدیه کنند. برگ‌هایش، نه سبزِ زمینی، که به رنگِ طلوع و غروبِ خورشیدند؛ هر کدام، قصه‌ای از نور و رنگ را در خود دارند. این درخت، نمادی است از تعادلِ شگرف میانِ زمین و آسمان، میانِ واقعیت و خیال. اوست که به ما می‌آموزد ریشه‌هایمان می‌تواننددر بلندترین رؤیاهایمان فرو روند و در عینِ حال، ثمراتِ وجودمان بر سرِ زمین گسترده شود و زندگی ببخشد. درختی است که در سکوت، فلسفه‌ی هستی را زمزمه می‌کند؛ فلسفه‌یِ بودن در اوجِ بلندی‌ها و در عینِ حال، در آغوشِ نرمِ زمین. تاجج؟؟ دو تا انشا مختلف نوشتم برات تاج؟

سوالات مشابه درس 8 نگارش نهم