مردی به اسم علی مردان چشم درد شدیدی گرفت به پیش دکتر دامپزشک رفت و به او گفت چشمم را درمان کن دامپزشک که چیزی بلد نبود(چون دکتر دامپزشک بود) چشمش را کور کرد علی مردان از او شکایت کرد در دادگاه قاضی گفت حکم هیچ تنبیهی برای دامپزشک صادر نمیکنم
علی مردان گفت چرا؟
قاضی گفت تو یک خر بودی که به پیش دکتر دامپزشک برای درمان چشمت رفتی
از اینترنت نیست دس خطم معلوم نبود تایپ کردم
تاج یادت نره