اسرا جلیل پور

نگارش هشتم. درس5 نگارش هشتم

سلام بچه هااا میشه صفحه ۶۶ نگارش رو بفرستید لطفاً از گوگل نباشه به سه نفر تاججج میدم 🥲❤️

جواب ها

جواب معرکه

Melina

نگارش هشتم

جواب:حاکمی بود که گوش‌هایش ناشنوا شد و هیچ‌کدام از درمان‌های پزشکان فایده‌ای نداشت. او خیلی ناراحت بود چون دیگر صدای هیچ مظلومی را نمی‌شنید و نمی‌دانست چه کار کند. یک روز، شخص دانایی به دیدنش رفت و با علامت و نوشتن به او گفت: «ای سلطان، چرا ناراحتی؟ شما یکی از حس‌هایتان را از دست داده‌اید، اما خداوند به شما حواس دیگری داده که کاملاً سالم‌اند. از آن‌ها استفاده کن!» حاکم کمی فکر کرد و گفت: «حکیم، راست می‌گویی! من از دیگر نعمت‌ها غافل بودم.» جواب دوم:روزی روزگاری، یه حاکم گوشاش ناشنوا شد و هیچ درمانی هم نتونست کمکش کنه. این موضوع خیلی ناراحتش کرده بود چون دیگه نمی‌تونست صدای مظلوم‌ها رو بشنوه. یک روز یه آدم باحال و دانا پیشش اومد و با حرکات دست و نوشتن بهش گفت: «ای سلطان، چرا انقدر غمگینی؟ تو یکی از حواس‌ات رو از دست دادی، ولی خدا بهت حواس دیگه‌ای داده که سالمه! ازشون استفاده کن!» حاکم یه ذره فکر کرد و گفت: «حکیم جان، راست می‌گی! من از نعمت‌های دیگه غافل شده بودم!»

سوالات مشابه درس5 نگارش هشتم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن