برای تو مینویسم
برای مادرم، جانم، میهنم، ایرانم...
برای تو که زخم روی زخم نهاده ای، از ابتدای تاریخ...
از همان روزگاران آرش، که جان در کمان گذاشت و آن را رها کرد تا از مرزهای تو محافظت کند...
از میرزاکوچک خان، که دلی بزرگ داشت و اندیشه ای بزرگ تر ، جان داد اما وطن؟هرگز!
برای آن فرماندهان ۱۹ـ۲۰ ساله دفاع مقدس، آن روزها که جهان بود و ایران، ایران بود و ایمان ، و در نهایت باز این تو بودی که پیروز شدی...
و اینک قرعه به نام ما افتاده...
مایی که عشق تو را از کودکی، با هوایت نفس کشیده ایم...
ایران جان!
خیالت جمع...
ما از نسل تمام آن غیور مردان و زنانی هستیم که جان دادند تا پرچم تو روی زمین نیوفتد، که خاک تو را بیگانه به تاراج نبرد!
زخم هایت را میبندیم... هرچند تو با تمام این زخم ها زیبایی🤍
نمانده جای شکایت که در پی هر زخم
بلندتر شده طومار بردباری ما...