💖🖤Hasti_2009_۱۳۸۸🖤💖

نگارش دهم. درس5 نگارش دهم

بچه ها معلممون گفته یک انشا درباره شهدای میناب و این جنگی که اتفاق افتاده رو بنویسید یه پیشنهاد بدین لطفا

جواب ها

جواب معرکه

fatemeh

نگارش دهم

**انشا درباره شهیدان دبستان میناب** شهیدان دبستان میناب برای ما فقط چند نام در یک کتاب یا روی یک سنگ یادبود نیستند؛ آن‌ها کودکان و نوجوانانی بودند که با دل‌های پاک و رویاهای روشن، در روزهایی سخت و پرآشوب زندگی کردند. هر کدام از آن‌ها مثل بسیاری از دانش‌آموزان امروز، دفتر و مداد خود را همراه داشتند و آرزوهایی بزرگ در ذهنشان می‌پروراندند؛ یکی می‌خواست پزشک شود، دیگری معلم، و دیگری شاید قهرمان ورزش‌های محلی میناب. اما مسیر زندگی برایشان کوتاه شد و آن‌ها به خاطر شرایط دشوار زمانه، به جای ادامه‌ی درس و بازی، نامشان در فهرست شهیدان جا گرفت. هرچند جسم آن‌ها دیگر در میان ما نیست، اما یاد و راهشان در قلب مردم میناب زنده مانده است. شهیدان دبستان میناب به ما یادآوری می‌کنند که صلح و امنیت امروز، نعمتی ارزشمند است و باید قدر آن را بدانیم. وقتی وارد مدرسه می‌شویم، زنگ تفریح می‌خورد و کلاس‌ها پر از شادی و خنده می‌شود، خوب است لحظه‌ای به یاد آن کودکانی باشیم که آرزو داشتند همین روزهای آرام را تجربه کنند. ما می‌توانیم با درس خواندن، کمک به دیگران، مهربانی و درستکاری، یادشان را زنده نگه داریم. هر بار که برای آینده‌مان تلاشی می‌کنیم، در واقع بخشی از آرزوهای ناتمام آن‌ها را هم به دوش می‌کشیم و ادامه می‌دهیم. شهیدان دبستان میناب نشان دادند حتی کوچک‌ترین انسان‌ها هم می‌توانند الهام‌بخش بزرگ‌ترین ارزش‌ها باشند. آن‌ها چراغ‌هایی هستند که مسیر امروز ما را روشن کرده‌اند و باید همیشه با احترام از آن‌ها یاد کنیم.
memole

نگارش دهم

بسم رب شهدا🌱   حرف دلم را به فرشتگان شهید میزنم کلامم را با نام هایشان کردم اغاز همان که داده مارا شوق پرواز 🕊 سلام بر ان هایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم؛ قامــــت راست کردند تا ما از قامــــت خم نشیم؛ به خــــاک افتادند تا ما به خــــاك نیفتیم ســــلــــــام بر آن هایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند...! #سلام بـــــر شــــهـــدا🌱🕊. ... یک صبح سیاه صبحی که با تمام امید و نور به امید آن که زندگی را از نو شروع کنند. باورش سخت است اما فقط خدا می داند  فرشته های کوچولو چه ارزوهایی داشتند. آن ها چه می دانستند آن صبح خون آلـــود اخرین صبح زنگـــی شان است🕊 نمی دانستند دیگر آغـــوش گرم پدر و مادرشان را حس نمی کنند آری..! آن صبح دردناك اخــرین امـــید شان را از آن ها گرفت! زنـــگ مدرسه؛ صـــدای خنده هایشان؛ صــــدای قـــدم هایشان به صـــدای وحشتناک موشــــکی تبدیل شد. جنگ و جو های کوچــــك هر چقدر دست و پا زدن نتوانستن از زیر موشک و ترکش های رژیم  کودك کش خود را نجات دهـــند... 🕊 •کجایید ای شهیدان خــدایی •کجایید ای شهیدان اســـمانی •کجایید ای ز جان و جا رهیده •کجایید ای فرشتگان پرکشیده 'هرچه که امروز کشور ما دارد و هرچه در آیــــنده بدست می آورد به برکت خـــون این جـــوانان شــــهید است' #نامه دلنوشته #برای دانش اموزان شـــهیدم #تا پای جان برای ایــــران کلاس درس امروز کربلای بچه های میناب شد. انگار صدای غربت امام حسین علیه السلام در دشت کربلا دوباره پیچیده است. آیا این رسم عدالت است ؟! که شکوفه های معصوم قربانی خشم ناعادلانه دشمن شوند ،فریاد ما فریاد تمام مادران داغدیده میناب است چرا که این کودکان نه لشکری بودند نه سپری، آنها میوه تازه باغ ایران بودند که فصل تلخ ویرانی را تجربه کردند. همانند علی اصغر که تیر سه شعبه او را از آغوش پدر ربود این ۱۶۸ کودک هم توسط دستان ناپاک دشمن از آغوش میهن ربوده شدند. در میان هیاهوی حمله صدای شکستن دل های مادران از صدای انفجارها بلندتر بود.، مادرانی که هنوز منتظر برگشتن فرزندانشان از مدرسه بودند غافل از اینکه فرزندانشان میهمان ابدیت شدند .تصور کن کودکی که تازه الفبای زندگی را آموخته بود چگونه طعم مرگ را تجربه کرد . پس ما همه یک صدا خواهیم گفت که ای تاریخ در صفحات سیاهت این فاجعه تلخ را ثبت کن که چگونه۱۶۸ لبخند معصوم برای همیشه خاموش شد . آسمان میناب چهره های معصوم تک تک شما بچه های شهید را درون خود ثبت کرده است، شما سربلندی این خاکید قهرمانان کوچک میناب.

سوالات مشابه درس5 نگارش دهم