تحلیل بیتها
(۱) ای نام تو بهترین سرآغاز
. تعداد جمله: ۱ جمله اسمی
نهاد: «نام تو»
. خبر/ متمم: «بهترین سرآغاز
. فعل - جمله اسمی)
حرف اضافه -
. ستایش / نداء «ای» ندای احترام ستایش
(۲) ای یاد تو موزون و روانم
. تعداد جمله: ۱
نهاد «یاد تو منادی به وسیله ای» یا اگر «موزون و روانم را فعل / خبر بدانیم نهاد ضمیر مخفی «من» و خبر «موزون) و «روانم - قابل تفسیر هر دو
. خبر / متمم موزون و روان (م)» (حال «من»)
. فعل - جمله اسمی حالت خبری
حرف اضافه -
. ستایش / نداء «ای»
(۳) ای کارگشای هر چه هستند
. تعداد جمله: ۱ جمله اسمی توصیفی)
.
نهاد: «کارگشا» یا «کارگشای هرچه» مضاف الیه «هرچه»)
متمم قید: «هرچه هستند» (شرحی)
. فعل: «هستند» ظاهراً) فعل جمله فرعی) – ساختار ترکیبی نامنظم میتوان خواند: «ای کارگشا (برای) هرچه «هستند
حرف اضافه - ی) در خوانش «برای» محذوف)
. ستایش «ای»
(۴) «ای هستی گن اساس هستی
. تعداد جمله: ۱
نهاد: «هستی»«گن یا ای هستی گن» واحد اسمی مرکب)
. خبر/ متمم «اساس هستی
. فعل - جمله اسمی)
حرف اضافه -
ستایش
(۵) «هم قصه نامه ناشنوده، دانی
. تعداد جمله ۱ جمله خبری معنایی)
. نهاد: «قصه نامه (ناشنیده)» یا «هم قصه نامه ناشنوده»
. فعل / خبر «دانی» فعل شناخت آگاهی = تو می دانی
. مفعول : -
حرف اضافه -
. ستایش – هیچ «ای»)
(۶) هم تو به عنایت الهی»
تعداد جمله ۱ جمله ناقص تلویحی)
. نهاد: «تو»
متمم / قید «به عنایت الهی عبارت اضافی که نقش قیدی دارد
. فعل - ظاهراً) جمله تلويحى؛ فعل محذوف ممكن است «دانی» یا «هستی» از بیت قبل
. حرف اضافه «به»
. ستایش
(۷) از ظلمت خود رهایی ام ده
. تعداد جمله: ۱ جمله امری
. فعل: «ده» امری) به معنی «ببخش / ببخشا») -
شكل فعل رهایی دادن
. نهاد ضمير فاعلى محذوف (تو) یا فاعل امر
مفعول / متمم رهایی ام مفعول / متمم فعل؛ «ام» مضاف اليه ضمير مفعولي
حرف اضافه «از» در از ظلمت خود
. ستایش -
۸) بی نام تو نامه کی کنم باز؟
. تعداد جمله ۱ (سؤال)
فعل کنم» زمان حال / آینده ساختاری
. نهاد ضمير «من» (محذوف)
. مفعول / متمم «نامه» با قید «بی نام تو» (متمم شرط)
. حرف اضافه «بی» (پیشوند حرف اضافه در «بی نام»
. ستایش
(۹) جز نام تو نیست بر زبانم
.
تعداد جمله: ۱ جمله خبری
. فعل: «نیست»
نهاد: «جز» نام تو تأکیدی) یا میتوان گفت نهاد «نام تو» و «جز» قيد استثنا
متمم / قید بر زبانم عبارت قیدی / مکانی
. حرف اضافه «بر»
. ستایش
(۱۰) نام تو کلید هرچه بسته ست
. تعداد جمله: ۱
نهاد: «نام تو»
. خبر/ متمم «کلید هرچه بسته ست» بخش خبری «کلید است + جمله وصفی هرچه بسته ست»
. فعل: «بسته ست درون جمله وصفی / «است» ضمنی برای «کلید»
حرف اضافه -
. ستایش -
(۱۱) «گونه ز ذرت دراز دستی
خوانش ممکن گونه از ذلت دراز دستی» یا «گونه ز ذرت دراز دستی؛ معنی از ذلت دست دراز کردن
تعداد جمله: ۱ جمله اسمی توصیفی)
. نهاد «گونه» یا «من» مستتر
. خبر/ متمم دراز دستی» وصف حال
. حرف اضافه «ز» (از)
. فعل -
. ستایش
(۱۲) هم نامه ناشنیده خوانی
. تعداد جمله: ۱
فعل: «خوانی» تو میخوانی
نهاد «تو» (ضمیر محذوف یا هم نامه ناشنیده» در نقش مفعول
. مفعول: «نامه ناشنیده
حرف اضافه -
. ستایش -
۱۳) «آنجا قدم رسان که خواهی»
تعداد جمله: ۱ امری / التزامی)
فعل: «رسان» (امری: «قدم رسان»
. نهاد ضمیر محذوف (تو)
.
متمم قید که «خواهی» قید شرط مکان)
. حرف اضافه -
. ستایش -
(۱۴) با نور خود آشنایی ام ده
تعداد جمله ۱ (امری)
.
فعل: «ده» رهایی دادن بده یا «آشنایی ام ده = «مرا با نور خود آشنا ساز
. نهاد ضمیر محذوف (تو)
مفعول «آشنایی ام» (مفعول / متمم)
. حرف اضافه «با»
ستایش -